{سناریوی شماره ۷ }
{سناریوی شماره ۷ }
|| پارت چهارم ||
نام سناریوی:
《شوخی مرگبار 》
( لطفا لایک و کانت یادت نره🥲)
(⚡️🪐🍡🎀⭐️🌟🧸✨️⚘️🌿 )
>>> **در همین لحظه—**
**بیپبیپبیپبیپ!**
—صدای هشدارِ مرگبار دستگاههای اتاق ایزوکو از پایین به گوش میرسد!
**هاساکی:** (دکمه را بالا میگیرد، خندهای دیوانهوار)
...اینه! همون صدایی که تو عملیات از کیو شنیدم!
*/باکوگو غریزهای عمل میکند: به جای حمله به هاوساکی، با انفجاری مهیب *خود را از طبقهٔ پنجم به سمت پنجرهٔ اتاق میدوریا پرتاب میکند*! همزمان، هاوساکی دکمه را فشار میدهد—/**بوم!**
—آنتن مخابراتی مثل آتشبازی عظیم منفجر میشود و ساختمان میلرزد!/*
*/پشت شیشهٔ ضدگلولهٔ اتاق ایزوله:
—میدوریا بر تخت میلرزد، بدنش در تشنج قوس برداشته.
—دستگاه تنفسی با صدای **بیپ بیپ بیپ!** قرمز میزند.
—پزشکان با چهرههای عرقزده تلاش میکنند آمپولها را تزریق کنند...
باکوگو مشت خونینش را روی شیشه میکوبد!/*
**باکوگو:** (فریادی خاموش)
**دِکو! نگه دارش!**
*/از پشت—
**پوم! پوم! پوم!**
—صدای دویدنهای وحشتزده در راهرو میآید. کیریشیما، مینا، سیرو و جیرو با لباسهای خواب چرکخورده ظاهر میشوند!/*
**کیریشیما:** (با چشمان گشاده)
باکوگو! از خوابگاه صدای انفجار رو شنیدیم! چی—
*/نگاهش به اتاق میافتد. رنگ از صورتش میپرد!/*
**کامیناری:** (لرزان)
میدوریا... بازم اون گاز؟!
**باکوگو:** (بی آنکه برگردد، صدایی خرد شده)
...هاساکی. پشت بامه. برید بگیریدش!
**مینا:** (با جهش به سمت تبلت هک شده روی زمین)
هاساکی؟ صبر کن... این چیه؟! (تبلت را برمیدارد)
*/صفحه نمایش: نقشهٔ شبکهٔ امنیتی بیمارستان با نقطهای قرمز چشمکزن—**اتاق سرور زیرزمین**!/*
**سیرو:** (با دیدن فیلم جعلی روی تبلت)
این فیلم... الگوی راه رفتن میدوریا رو داره! ولی— (ناگهان چشمهایش گشاد میشود) **پای چپش!** میدوریا موقع خرید پیچخوردگی مچ پا داشت! تو فیلم درست راه میره!
**جیرو:** (با فریاد)
پس اون هاوساکی **اطلاعات پزشکی میدوریا رو دزدیده** تا حرکاتش رو تقلید کنه!
>>> **ناگهان—**
دستگاههای اتاق جیغ میکشند! **خط صاف!**
پزشکان شوکدهنده را بالا میگیرند—
**باکوگو:** (مشتش شیشه را میترکاند)
**نههه!**
**دکتر اصلی:** (فریاد میزند)
**دوباره ضربان گرفت! تزریق اپی نفرین الآن!**
**کیریشیما:** (در حال دویدن به سمت راهپله)
زیرزمین اتاق سرور! مینا، جیرو، با من!
**سیرو:** (به باکوگو)
تو اینجا بمون! فقط تو میتونی... (اشاره به میدوریا)
ـــ
**صحنهٔ موازی: زیرزمین بیمارستان - اتاق سرور**
*/کیریشیما در را با مشت محکم باز میکند! اتاقی پر از سرورهای چشمکزن. هاوساکی—با لباس خدمتکار—در حال وصل کردن هارد به لپتاپ است!/*
**هاوساکی:** (میچرخد، خندهای شیطانی)
دیر رسیدین! مدارک جعلی الان میره برای همه رسانهها—
**جیرو:** (با چرخش پا)
**نه!**
*/پایش کابل برق را قطع میکند! سرورها خاموش میشوند!/*
**هاوساکی:** (خشمگین چاقو بیرون میکشد)
بچههای مزاحم!
**نبرد در تاریکی:**
- کیریشیما با قدرت **سختشدن** جلوی چاقو میایستد («کرییییینچ!»).
- مینا اسید ملایم به چشمهای هاوساکی میپاشد («جیزز!»).
- سیرو با نوارهای چسبنده او را به سرور میچسباند!
**کیریشیما:** (گرفتن گردن هاوساکی)
پسورد رو بده!
**هاوساکی:** (خفهخنده)
برید... اتاق ایزوله...
*/در همین لحظه—
**بوم!**
—انفجاری کوچک از جیب هاوساکی دود ایجاد میکند! او در دود ناپدید میشود... فقط **یه فلشمموری قرمز** روی زمین میافتد!/*
**جیرو:** (برمیداردش)
...روش نوشته: «هدیه برای کاتسکی»
ـــ
**صحنه بازگشت: راهروی اتاق ایزوکو**
*/باکوگو پیشانیاش را روی شیشهٔ ترکخورده گذاشته. پشت شیشه: میدوریا ضعیف اما پایدار، نفسهایش عمیقتر شده. پزشکان آهی راحت میکشند./*
**بچهها** (با نفسنفس از راه میرسند):
...فلش رو گرفتم! هاوساکی فرار کرد ولی—
**باکوگو:** (بی آنکه برگردد)
...مرسی.
*/سکوت سنگین. بچهها از شنیدن تشکر باکوگو شوکه میشوند. او دستش را روی شیشه میگذارد—دقیقاً جایی که میدوریا لمسش کرده بود./*
ادامه رو اگه زنده موندم میدم 😂
|| پارت چهارم ||
نام سناریوی:
《شوخی مرگبار 》
( لطفا لایک و کانت یادت نره🥲)
(⚡️🪐🍡🎀⭐️🌟🧸✨️⚘️🌿 )
>>> **در همین لحظه—**
**بیپبیپبیپبیپ!**
—صدای هشدارِ مرگبار دستگاههای اتاق ایزوکو از پایین به گوش میرسد!
**هاساکی:** (دکمه را بالا میگیرد، خندهای دیوانهوار)
...اینه! همون صدایی که تو عملیات از کیو شنیدم!
*/باکوگو غریزهای عمل میکند: به جای حمله به هاوساکی، با انفجاری مهیب *خود را از طبقهٔ پنجم به سمت پنجرهٔ اتاق میدوریا پرتاب میکند*! همزمان، هاوساکی دکمه را فشار میدهد—/**بوم!**
—آنتن مخابراتی مثل آتشبازی عظیم منفجر میشود و ساختمان میلرزد!/*
*/پشت شیشهٔ ضدگلولهٔ اتاق ایزوله:
—میدوریا بر تخت میلرزد، بدنش در تشنج قوس برداشته.
—دستگاه تنفسی با صدای **بیپ بیپ بیپ!** قرمز میزند.
—پزشکان با چهرههای عرقزده تلاش میکنند آمپولها را تزریق کنند...
باکوگو مشت خونینش را روی شیشه میکوبد!/*
**باکوگو:** (فریادی خاموش)
**دِکو! نگه دارش!**
*/از پشت—
**پوم! پوم! پوم!**
—صدای دویدنهای وحشتزده در راهرو میآید. کیریشیما، مینا، سیرو و جیرو با لباسهای خواب چرکخورده ظاهر میشوند!/*
**کیریشیما:** (با چشمان گشاده)
باکوگو! از خوابگاه صدای انفجار رو شنیدیم! چی—
*/نگاهش به اتاق میافتد. رنگ از صورتش میپرد!/*
**کامیناری:** (لرزان)
میدوریا... بازم اون گاز؟!
**باکوگو:** (بی آنکه برگردد، صدایی خرد شده)
...هاساکی. پشت بامه. برید بگیریدش!
**مینا:** (با جهش به سمت تبلت هک شده روی زمین)
هاساکی؟ صبر کن... این چیه؟! (تبلت را برمیدارد)
*/صفحه نمایش: نقشهٔ شبکهٔ امنیتی بیمارستان با نقطهای قرمز چشمکزن—**اتاق سرور زیرزمین**!/*
**سیرو:** (با دیدن فیلم جعلی روی تبلت)
این فیلم... الگوی راه رفتن میدوریا رو داره! ولی— (ناگهان چشمهایش گشاد میشود) **پای چپش!** میدوریا موقع خرید پیچخوردگی مچ پا داشت! تو فیلم درست راه میره!
**جیرو:** (با فریاد)
پس اون هاوساکی **اطلاعات پزشکی میدوریا رو دزدیده** تا حرکاتش رو تقلید کنه!
>>> **ناگهان—**
دستگاههای اتاق جیغ میکشند! **خط صاف!**
پزشکان شوکدهنده را بالا میگیرند—
**باکوگو:** (مشتش شیشه را میترکاند)
**نههه!**
**دکتر اصلی:** (فریاد میزند)
**دوباره ضربان گرفت! تزریق اپی نفرین الآن!**
**کیریشیما:** (در حال دویدن به سمت راهپله)
زیرزمین اتاق سرور! مینا، جیرو، با من!
**سیرو:** (به باکوگو)
تو اینجا بمون! فقط تو میتونی... (اشاره به میدوریا)
ـــ
**صحنهٔ موازی: زیرزمین بیمارستان - اتاق سرور**
*/کیریشیما در را با مشت محکم باز میکند! اتاقی پر از سرورهای چشمکزن. هاوساکی—با لباس خدمتکار—در حال وصل کردن هارد به لپتاپ است!/*
**هاوساکی:** (میچرخد، خندهای شیطانی)
دیر رسیدین! مدارک جعلی الان میره برای همه رسانهها—
**جیرو:** (با چرخش پا)
**نه!**
*/پایش کابل برق را قطع میکند! سرورها خاموش میشوند!/*
**هاوساکی:** (خشمگین چاقو بیرون میکشد)
بچههای مزاحم!
**نبرد در تاریکی:**
- کیریشیما با قدرت **سختشدن** جلوی چاقو میایستد («کرییییینچ!»).
- مینا اسید ملایم به چشمهای هاوساکی میپاشد («جیزز!»).
- سیرو با نوارهای چسبنده او را به سرور میچسباند!
**کیریشیما:** (گرفتن گردن هاوساکی)
پسورد رو بده!
**هاوساکی:** (خفهخنده)
برید... اتاق ایزوله...
*/در همین لحظه—
**بوم!**
—انفجاری کوچک از جیب هاوساکی دود ایجاد میکند! او در دود ناپدید میشود... فقط **یه فلشمموری قرمز** روی زمین میافتد!/*
**جیرو:** (برمیداردش)
...روش نوشته: «هدیه برای کاتسکی»
ـــ
**صحنه بازگشت: راهروی اتاق ایزوکو**
*/باکوگو پیشانیاش را روی شیشهٔ ترکخورده گذاشته. پشت شیشه: میدوریا ضعیف اما پایدار، نفسهایش عمیقتر شده. پزشکان آهی راحت میکشند./*
**بچهها** (با نفسنفس از راه میرسند):
...فلش رو گرفتم! هاوساکی فرار کرد ولی—
**باکوگو:** (بی آنکه برگردد)
...مرسی.
*/سکوت سنگین. بچهها از شنیدن تشکر باکوگو شوکه میشوند. او دستش را روی شیشه میگذارد—دقیقاً جایی که میدوریا لمسش کرده بود./*
ادامه رو اگه زنده موندم میدم 😂
- ۱۸.۴k
- ۳۱ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط