عشق نابینای من 33
×از بغلم کشیدمش بیرون و با عجله بهش گفتم
هروقت که گفتم از اینجا میری باید بُدویی بری ماشین رو پیدا کنی پشت سرت رو هم نگاه نکن فقط بدو
چیشده؟
×وقت توضیح ندارم حالا بدو
دویدم رفتم سمت ماشین
×کتم رو در اوردم و رفتم سمت اون یارو
(https://wisgoon.com/v/4T5EVI32UE/
دویدم سمت یوجون
زخمی شدی خون زیادی ازت رفته؟
×خوبم
به پلیس زنگ زدی؟
نه وقت کم بود چراق ماشین رو روشن کردم و با گوشیم صدایه. آژیر رو گزاشتم
×عجبا زرنگ خودمی
(لبخند) بیا بریم که زخمت رو پانسمان کنم
رفتیم خونه زخمش رو پانسمان کردم
×رومو کردم سمت سوهی
باید یه قولی بهم بدی
چی
×ببین میخوام که اگه پیشت نبودم دست از پیدا کردن قاتل برداری و فقط مدارک رو به پلیس بدی همین
(بغض) نه نه نمی تونم همچین قولی بهت بدم
×سوهییی
تو پیشم میمونی نمیزارم اتفاقی برات بیوفته (بغض) اگه اگه زبونم لال چیزی شد
هق هق
بهت حقوقت رو نمیدم
×لبخندی از رویه بغض زدم
قول میدم نزارم چیزیت بشه
قول بده که مراقب خودت باشی و کنارم. بمونی
×قول میدم... قول میدم عزیزم.. قول میدم (لبخند و یه قطره اشک )
پیشونیم رو به پیشونیش، چسبوندم و اشک ها رو از چشمش، پاک کردم و بعدش بغلش کردم
تو بغلم خوابش برد بردمش رویه تختش پتو رو روش انداختمو پیشونیش رو بوسیدم بعد با عصبانیت رفتم سراغ هیوان
صبی. وارد دفتر شد یقمو گرفت و چسبوندم به دیوار
×این مسخره بازیا چیه هوم؟
خسته شدم ازین بازیات به نفعته که زود تر تمومش، کنی
(نیشخند) اگه تمومش کنم از اینجا میری؟ بهنره پیش مادرت باشی شنیدم تازه از کما اومده بیرون
×عصبی شدم شیشه شراب که کنارم بود رو شکستم و شیشَش رو جلویه گلوش، گرفتم
(ترسیده بودم) وایسا وایسا
×بنال مگرنه همیتجا تمومت میکنم
نه نه نه ببین بیا یه معامله بکنیم
تو سوهیو ترک میکنی 600 ملیون دلاری که بهت بدهکار بودم رو میدم و به مادرت و خودت اسیب نمی زنم
×من سوهیو ترک نمی کنم
هروقت که گفتم از اینجا میری باید بُدویی بری ماشین رو پیدا کنی پشت سرت رو هم نگاه نکن فقط بدو
چیشده؟
×وقت توضیح ندارم حالا بدو
دویدم رفتم سمت ماشین
×کتم رو در اوردم و رفتم سمت اون یارو
(https://wisgoon.com/v/4T5EVI32UE/
دویدم سمت یوجون
زخمی شدی خون زیادی ازت رفته؟
×خوبم
به پلیس زنگ زدی؟
نه وقت کم بود چراق ماشین رو روشن کردم و با گوشیم صدایه. آژیر رو گزاشتم
×عجبا زرنگ خودمی
(لبخند) بیا بریم که زخمت رو پانسمان کنم
رفتیم خونه زخمش رو پانسمان کردم
×رومو کردم سمت سوهی
باید یه قولی بهم بدی
چی
×ببین میخوام که اگه پیشت نبودم دست از پیدا کردن قاتل برداری و فقط مدارک رو به پلیس بدی همین
(بغض) نه نه نمی تونم همچین قولی بهت بدم
×سوهییی
تو پیشم میمونی نمیزارم اتفاقی برات بیوفته (بغض) اگه اگه زبونم لال چیزی شد
هق هق
بهت حقوقت رو نمیدم
×لبخندی از رویه بغض زدم
قول میدم نزارم چیزیت بشه
قول بده که مراقب خودت باشی و کنارم. بمونی
×قول میدم... قول میدم عزیزم.. قول میدم (لبخند و یه قطره اشک )
پیشونیم رو به پیشونیش، چسبوندم و اشک ها رو از چشمش، پاک کردم و بعدش بغلش کردم
تو بغلم خوابش برد بردمش رویه تختش پتو رو روش انداختمو پیشونیش رو بوسیدم بعد با عصبانیت رفتم سراغ هیوان
صبی. وارد دفتر شد یقمو گرفت و چسبوندم به دیوار
×این مسخره بازیا چیه هوم؟
خسته شدم ازین بازیات به نفعته که زود تر تمومش، کنی
(نیشخند) اگه تمومش کنم از اینجا میری؟ بهنره پیش مادرت باشی شنیدم تازه از کما اومده بیرون
×عصبی شدم شیشه شراب که کنارم بود رو شکستم و شیشَش رو جلویه گلوش، گرفتم
(ترسیده بودم) وایسا وایسا
×بنال مگرنه همیتجا تمومت میکنم
نه نه نه ببین بیا یه معامله بکنیم
تو سوهیو ترک میکنی 600 ملیون دلاری که بهت بدهکار بودم رو میدم و به مادرت و خودت اسیب نمی زنم
×من سوهیو ترک نمی کنم
- ۵.۴k
- ۲۷ شهریور ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط