{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این پست زیباترین پستمه واسه همون دوباره گذاشتم واسه دلم .

این پست زیباترین پستمه واسه همون دوباره گذاشتم واسه دلم .. ساعت ١١:٤٧ دقیقه نیمه شب بود.شبو تنهایی و یه سکوت اروم و یواش داشت موزیک گوش میداد سیگار رو برداشت و روشن کرد و رفت کنار پنجره کام گرفت و به اسمون خیره شد.یه شب اروم و سرد،پنجره نیمه باز،دود سیگار و اهنگی که پراز خاطره بود.سیگارش تموم شد.پنجره رو بست تا هوای اتاق سرد نشه.رفت و رو تختش دراز کشید و گوشی موبایلش رو برداشت.شروع کرد به نوشتن اس ام اس:
Salam divoone khabi ya bidar?man k aslan khabam nemibare daram un ahang ghashangaro gosh midam.hamoni k hamishe ba ham mikhondimesh 2taie.Emshab yadet raft SmS shab b kheyr bedia...! Yeki talabam. Khoooob bekhabi Bo0o0o0o0sSsSsS eshgham.
مثه همیشه میخواست مسیج رو بفرسته واسه عشقش ک یادش اومد اون 9 ماه پیش مرده...چشماش پر از اشک شد، بغض کرد....! گوشی از. دستش افتاد....موزیک تموم شد...صورتشو گذاشت رو بالشو بی صدا گریه کرد....دست خودش نبود..! اخه خیلی وقت باهم بودن و یه دنیا خاطره و روزای تلخ و شیرین زندگی که توو چند روز فراموش نمیشه.....!
️
دیدگاه ها (۲)

dark life = ۳۷

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.16(روایت از زبان جونگ ک...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.4 (روایت از زبان ن...

رمان تهکوک

بهار بدون تو

پارت ۸چند روزی از شروع پروژه گذشته بود.اون روز بعد از کلاس، ...

پارت ۱۵پشت غرورتاِما هنوز کنار پنجره ایستاده بود.پیام رو دوب...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟗𝟐( ویو راوی )دختر آروم ...

لبخند قاتلپارت⁴³ویو جونگ‌کوکنیمه‌شب گذشته بود.سلین هنوز خواب...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁵ویو: اتتلفن خونه زنگ خورد.خدمتکا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط