{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه گویمت ؟ که تو خود با خبر ز حال منی

چه گویمت ؟ که تو خود با خبر ز حال منی
چو جان، ‌نهان شده در جسم پر ملال منی
چنین که می گذری تلخ بر من از سر قهر
گمان برم که غم انگیز ماه وسال منی
خموش و گوشه نشینم، مگر نگاه توام
لطیف و دور گریزی، مگر خیال منی
ز چند و چون شب دوریت چه می پرسم
سیاه چشمی و خود پاسخ سوال منی
چو آرزو به دلم خفته ای همیشه و حیف
که آرزوی فریبنده ی محال منی
هوای سرکشی ای طبع من، ‌مکن! که دگر
اسیر عشقی و مرغ شکسته بال منی
دیدگاه ها (۲)

چه گویمت که تو خود با خبر ز حال منیچو جان، ‌نهان شده در جسم ...

چه گویمت ؟ که تو خود با خبر ز حال منیچو جان ،‌نهان شده در جس...

چه گویمت که تو خود با خبر ز حال منیچو جان، ‌نهان شده در جسم ...

چه گویمت ؟ که تو خود با خبر ز حال منیچو جان ‌نهان شده در جسم...

چه گویمت که تو خود با خبر ز حال منیچو جان، ‌نهان شده در جسم ...

.چه گویمت ؟! که تو خود با خبر ز حال منی !چو جان ، ‌نهان شده ...

چه گویمت؟ که تو خود با خبر ز حال منیچو جان، ‌نهان شده در جسم...

چه گویمت؟ که تو خود با خبر ز حال منیچو جان، نهان شده در جسم ...

چه گویمت؟ که تو خود با خبر ز حال منیچو جان، ‌نهان شده در جسم...

چه گویمت؟ که تو خود با خبر ز حال منیچو جان، ‌نهان شده در جسم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط