{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my teacher:

my teacher:

ویو جنا :
دامنم کوتاه بود و شومیز سفیدم چسبیده بود به تنم
که استاد متوجه شد و کتشو داد بهم .

نیم ساعت بعد :
jna: بالاخره رسیدیم شهر من خونه نداشتم یعنی پدرم منو از خونه بیرون کرد ومن تو خوابگاه زندگی میکنم.
-استاد
-بله
-منو همینجا پیاده کنید ممنون میشم
Vویو :
دخترکم نمیدونی که من چند ساله زیر نظر دارمت و از زندگی سختی داری خبر دارم
اما با وجود من کسی نمیتونه ناراحتت کنه و چشمای قشنگت و خیس کنه.
-امشب خونه من میمونی فردا خودم برات وسیله میگیرم
-اما من کار دارم باید برم خونه فردا دانشگاه
-دستمو‌گذاشنتم رو پاهای لختش و آروم می‌بردم بالا .
شش فردا تعطیله پس امشب پیش من میمونی.
دیدگاه ها (۰)

My teacher part:8 v:داشتم از از جاده جنگلی میرفتم طرف شهر که...

My teacher part:7 جنا ویو : وقتی اون حرفو زد لرز به تنم افتا...

وقتی سر اینکه دیر خونه میاین دعوا کردین ....### نقطه شروع دع...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_11ویو تهیونگبرای بار دوم ...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۲ | عروسِ قلابیهانا هنوز نمی‌تونس...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 5ویو نامجون:چند روزی از اون شب گذشته...

busy📄#busyتک پارتی: (همیشه علامتا برای پسرامون _ برای ات= و ...

My professorChapter:2Part:118سئول | ساعت ۲۲:۳۷شب سردتر از هم...

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط