دیدمت لرزید دستم

دیدمت لرزید دستم
چادر افتاد از سرم
یڪ نفر پرسید خوبی؟
گفتم اکنون بهترم☹ ️
زیر لب با اخم گفتی چادرت را جمع‌ڪن😡

خنده رو😊

آهسته ترگفتم اطاعت سرورم💙

@mazhabiha_asheqtarand ❣
دیدگاه ها (۱)

رمان اسیر خان پارت هفتم 7

رمان :(مان تا وقتی که عاشقت شدم )

دیدمت لرزید دستمچادر اُفتاد از سرمیک نفر پرسید: خوبی؟!گفتم: ...

دیدمت لرزید دستمچادر اُفتاد از سرمیک نفر پرسید: خوبی؟!گفتم: ...

دیدمتـــــ لرزید دستم ، چادر اُفـتــاد از سرم...☺ ️یک نفر پر...

*این پست مخاطب خاصی نداره.چون قشنگه میذارم...دیدمت لرزید دست...

دیدمت لرزید دستم چادر افتاد از سرمیک نفر پرسید خوبی؟گفتم الا...

#بسم_الله.دیدمت لرزید دستم، چادر افتاد از سرم...یک نفر پرسید...

دیدمت لرزید دستم #چادر افتاد از سرمیک نفر پرسید خوبی؟گفتم ال...

{دیدمَت؛لرزید دستم؛چادر افتاد از سرم..یک نفر پرسید:خوبے؟! گف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط