{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدمتـــــ لرزید دستم ،

دیدمتـــــ لرزید دستم ،
چادر اُفـتــاد از سرم...☺ ️
یک نفر پرسید: خوبـے⁉ ️
گفتم: اکـنون بهتـرم 😉
زیر لب با اخم گفتے:
چادرتـــــ را جمــــع کن 😠
خنده رو،آهسته تـر گفتــم:
اطاعتـــــ سرورم
دیدگاه ها (۱)

بگو چگونہ نگویم که دوستت دارم؟کہ این حدیث شریفاز "امام‌ صادق...

ناز چشمت سورہ اخلاص و شرمش ربنا...در رَہ عشقش خدا ثبّت لنا ا...

گفته در قرآن،خدا،آرامشت باهمسر استکی شود این آیه اش، مشمول ح...

کاش ذِکری یادمان ‌میداد مِن باب"وصال"در...

...

#دختر_قمار_بازSeason : ¹Part : ²⁵ویو اِلا___صدای در ماشین—بس...

رمان زیر نور خاموش سئول... ---پیشانی‌ات هنوز روی سینه‌ام بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط