{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدمت لرزید دستم #چادر افتاد از سرم

دیدمت لرزید دستم #چادر افتاد از سرم

یک نفر پرسید خوبی؟گفتم الان بهترم

زیر لب با #اخم گفتی چادرت را جمع کن

خنده رو آهسته تر گفتم اطاعت سرورم

#عاشق این #غیرت و #مردانگی هایت شدم

💕🌻 ✯〰💠〰🍺〰_
✯+〰🍺〰💠〰✭
دیدگاه ها (۱)

دل حریمی ‌استکه حرمت داردلمس دست هرنامحرمبرضریح حرمش نامردی ...

#کلیپ_محرمیقیامت بی #حسین غوغا نداردشفاعت بی حسین معنا ندارد...

یوسف اگࢪ #قلب #زلیخا را شکست تا اَبد به پاے زلیخا هم نشست..گ...

#زن ، بام نیست تا برای هواخوری به سراغش برویآسمان است پرواز ...

پارت چهاردهم💫مراسم تمام شد. مهمان‌ها می‌رفتند. آت و سوکجین د...

...

همخونه اجباری... پارت 89."ویو جئون جونگ کوک"در بسته شد.تق......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط