{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدمت لرزید دستم #چادر افتاد از سرم

دیدمت لرزید دستم #چادر افتاد از سرم

یک نفر پرسید خوبی؟گفتم الان بهترم

زیر لب با #اخم گفتی چادرت را جمع کن

خنده رو آهسته تر گفتم اطاعت سرورم

#عاشق این #غیرت و #مردانگی هایت شدم

💕🌻 ✯〰💠〰🍺〰_
✯+〰🍺〰💠〰✭
دیدگاه ها (۱)

دل حریمی ‌استکه حرمت داردلمس دست هرنامحرمبرضریح حرمش نامردی ...

#کلیپ_محرمیقیامت بی #حسین غوغا نداردشفاعت بی حسین معنا ندارد...

یوسف اگࢪ #قلب #زلیخا را شکست تا اَبد به پاے زلیخا هم نشست..گ...

#زن ، بام نیست تا برای هواخوری به سراغش برویآسمان است پرواز ...

پارت ۳۸همون لحظه حس کردم کل صورتم داغ شد.لعنتی.توی اون وضعیت...

...

مهمونی پارت ۲۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط