سرد یا مهربون؟

سرد یا مهربون؟
پارت دوازده
سوار ماشین شدم و رفتم خونه ی کوک دنبالش هم زمان رسیدیم میخواستم از زبون خود کوک جریان رو بشنوم ولی شاید ناراحت میشد به خاطر همین نپرسیدم.
ا/ت: کوک من با عجله اومدم لباس راحتی یادم رفت بهم یه لباس راحتی میدی لطفا
کوک: الان بهت میدم
کوک:برات تیشرت دارم ولی شلواری ندارم که اندازت بشه
ویو ا/ت: من با لباس مهمونی که بدون شلوار هست بودم و خودمم شلوار نداشتم
ا/ت: همون تیشرت رو بده
دیدگاه ها (۱۰)

🖤 عروس مافیا | پارت اولژانر: مافیا، ازدواج اجباری، کل‌کلساعت...

Forbidden love⑥کوک: بیا یه لحظها/ت: باید برمبی‌اغتنا به حرفش...

My Boy❄

مافیای من

پارت ۳۵

P25کراواتش رو مرتب کرد و نگاهی به سر و وضعش انداخت،جینا همان...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:٣ میخواستم جواب اون هفتا پسره رو بدم ...

True Love③①ا/ت: تهیونگتهیونگ: جانما/ت: من الان لباسی ندارم ه...

part:21

پارت ۶(ساعت ⁴:¹⁵ ظهر)«نههههه‌ جونگکوک من کت شلوار نمیپوشم»«ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط