پارت ۱۶. فصل دوم
پارت ۱۶. فصل دوم
این از کجا شماره ای منو پیدا کرده
نکنه... از یونجه گرفته (اون کارمندی که تهیونگ داشت باهاش حرف میزد )
: حوصله ندارم. میخوام بخوابم خدافظ
نزاشتم حرفی بزنه و تو رو گوشی رو قطع کردم
حداقل ساعت و میدیدی بعد زنگ میزدی واقعا که
گوشی رو کنار بالشت پرت کردم و پتو رو دور خودم پیچیدم
خواستم چشمام و ببندم و بخوابم که باز صدام گوشی بلند شد
این چرا دست از سرم برنمیداره
اصلا ازم چی میخواد
چرا زنگ میزنه
اصلا چرا من باید جواب پیاما و تماساش و بدم
رد تماس دادم و خواستم گوشی رو خاموش کنم ولی صبح با آلارم باید بلند بشم برم سرکار
آها این خوبه گوشی رو روی حالت هواپیما میزارم
اینجوری هم صدای زنگش نمیاد
هم آلارم زنگ میخوره
گوشی رو. روی حالت هواپیما گذاشتم و خودم به خواب رفتم...
`` ۷ :۳۰ صبح``
با صدای آلارم از خواب بیدار شدم
اوفف باز یه روزِ خسته کننده ی دیگه
از روی تخت بلند شدم و به سمت wcرفتم .و بعد از انجام کارای مربوطه بیرون اومدم
آبی به دست و صورتم زدم و یه دوش ۵ مینی گرفتم و لباسام و پوشیدم
از اتاقم بیرون اومدم که دیدم اهورا مثل همیشه میز و داشت میچید (با اهورا و هایون زندگی میکنه )
:خسته نباشید خاله جان
اهورا : آفرین دخترم همینجوری سحر خیز باش مثل دخترتنبل من نباش
: نوچ نوچ خاله جان اشتباه میکنید من از دختر گرامی شما تنبل ترم
اهورا : گفتم که لازم نیست انقدر باهام رسمی حرف بزنی ، بعدم حداقل تو از دخترم زودتر بیدار میشی
:چشم ، خب شما دلیل شب بیدار بودنش و نمیدونید برای همون اینجوری میگید
اهورا : دوست پسر داره این پدرسگ (دمپایی به دست 🩴🩴)
: آرام آرام نه دوستپسر کجا بود (دروغ میگه)
اهورا : پس برای چی شب بیدار میمونه این پدرسگ
:...عه چیز...
این از کجا شماره ای منو پیدا کرده
نکنه... از یونجه گرفته (اون کارمندی که تهیونگ داشت باهاش حرف میزد )
: حوصله ندارم. میخوام بخوابم خدافظ
نزاشتم حرفی بزنه و تو رو گوشی رو قطع کردم
حداقل ساعت و میدیدی بعد زنگ میزدی واقعا که
گوشی رو کنار بالشت پرت کردم و پتو رو دور خودم پیچیدم
خواستم چشمام و ببندم و بخوابم که باز صدام گوشی بلند شد
این چرا دست از سرم برنمیداره
اصلا ازم چی میخواد
چرا زنگ میزنه
اصلا چرا من باید جواب پیاما و تماساش و بدم
رد تماس دادم و خواستم گوشی رو خاموش کنم ولی صبح با آلارم باید بلند بشم برم سرکار
آها این خوبه گوشی رو روی حالت هواپیما میزارم
اینجوری هم صدای زنگش نمیاد
هم آلارم زنگ میخوره
گوشی رو. روی حالت هواپیما گذاشتم و خودم به خواب رفتم...
`` ۷ :۳۰ صبح``
با صدای آلارم از خواب بیدار شدم
اوفف باز یه روزِ خسته کننده ی دیگه
از روی تخت بلند شدم و به سمت wcرفتم .و بعد از انجام کارای مربوطه بیرون اومدم
آبی به دست و صورتم زدم و یه دوش ۵ مینی گرفتم و لباسام و پوشیدم
از اتاقم بیرون اومدم که دیدم اهورا مثل همیشه میز و داشت میچید (با اهورا و هایون زندگی میکنه )
:خسته نباشید خاله جان
اهورا : آفرین دخترم همینجوری سحر خیز باش مثل دخترتنبل من نباش
: نوچ نوچ خاله جان اشتباه میکنید من از دختر گرامی شما تنبل ترم
اهورا : گفتم که لازم نیست انقدر باهام رسمی حرف بزنی ، بعدم حداقل تو از دخترم زودتر بیدار میشی
:چشم ، خب شما دلیل شب بیدار بودنش و نمیدونید برای همون اینجوری میگید
اهورا : دوست پسر داره این پدرسگ (دمپایی به دست 🩴🩴)
: آرام آرام نه دوستپسر کجا بود (دروغ میگه)
اهورا : پس برای چی شب بیدار میمونه این پدرسگ
:...عه چیز...
- ۲.۱k
- ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط