پارت ششم

پارت ششم

ا/ت ویو
پیاده شدم راه افتادم ، رفتیم داخل
بعد کوک گفت

کوک،، ا/ت بیا اینجا بشیم

ا/ت،، باشه

کوک،، خب ا/ت میخواستم خلاصه کنم
راستش من تو رو دوست دارم میشه دوست دختر من بشی
لطفاً

ا/ت،، تو خیلی ی دفعه گفتی من هنوز تو شکم

کوک،، خب حالا بیخیال بیا جوابت رو بگو

ا/ت،، راستش من به زمان نیاز دارم

کوک،، خب تا فردا منتظر میمونم

بعد از غذا خوردن سوار ماشین شدیم و راه افتادیم سمت خونه کوک من رو رسوند دم خونه خودشم رفت خونه خودش ...
دیدگاه ها (۰)

تکپارتی جونگ کوک

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

سناریو میتسویا پارت ۲

ادامه پارت ۸= ولیییییی.....دارم براتون .....وقتی کوک فهمید ....

سناریو چیفویو پارت ۱

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط