{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Fate

Part:19


یکمی استیک برداشتم و شرو کردم به خوردنش
_قراره جایی بری آنجل؟
اولین بارم نیست که یکی آنجل صدام میکنه ولی صدای بم و جذاب تهیونگ باعث میشه دلم بخواد همیشه آنجل صدا بشم
+الان نه ولی فردا میخوام برم خونم تا یه سری وسایل بردارم
_به لوکاس میگم برسونتت
+نیازی نیست خودم میتونم برم
_ببین آنجلا الان همه اطرافیانم میدونن تو اینجا کار میکنی و ممکنه بخوان بدزدنت از زیر زبونت حرف بکشن راجب من پس خطرناکه بخوای تنها بری بیرون از عمارت
+اوکی ممنونم
_پسرم چیزی میخوای برات بریزم؟
یوجین:یکم دوکبوکی میخوام
وقتی گفت دوکبوکی یهو صدای دلم بلند شد و تهیونگ و یوجین بهم خیره شدن
_توهم دوکبوکی میخوای؟
+ها؟ نه نه
دوباره دلم صدای بلندی داد که دوتاشون زدن زیر خنده از خجالت میخواستم زمین دهن باز کنه برم توش تهیونگ با خنده ظرف دوکبوکی رو گذاشت جلوم سری چاپستیکمو کردم تو ظرف و چندتا برداشتم خوردم
+خدای من چقد طعمش خوبهه
_وقتی دوکبوکی میخوای چرا دروغ میگی بچه
لپامو پر کرده بودم ولی تلاش کردم جوابشو بدم
+خب راستش من زیاد دوکبوکی دوس ندارم ولی اولین باره انقدر دلم هوس کرده بود
_احتمالا بخاطر اون وروجکه تو شکمته
یهو تهیونگ دستشو آورد جلو و یه طرف صورتمو گرفت با انگشتش لبامو تمیز کرد از حرکتش خیلی تعجب کردم چشمامون بهم متصل شده بودن قلبم خیلی تند میزد و این عادی نبود خودمو یکم عقب تر کشیدم و دوباره شرو کردم به دوکبوکی خوردن
لبخندی زد
_آروم بخور میپره تو گلوت
یوجین:بابا خاله آنجلا خیلی مهربون و باحاله میشه همیشه پیشمون بمونه
_گرفتن این تصمیم با خودشه عزیزم


#Rm#Jin#Suga#Jhope#Jimin#Teahyong#Jungkook#BTS
دیدگاه ها (۲۵)

+وات آنجل (علامت آنجل با&)&وای نمیدونی دلم واست چقدر تنگ شد...

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_3 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄خودم...

ازدواج اجباری

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : fifteenترسیدم ... تنها چیزی که م...

Part ²⁸ ویو لیلی ساعت 8 شب همینجوری نشسته بودم و به نیم...

دنیا انیمه ℙ𝕒𝕣𝕥1سئورا دختری عاشق انیمه ومانهوا های تخیلی با ...

𝐎𝐧𝐞 𝐌𝐨𝐧𝐭𝐡 𝐖𝐢𝐭𝐡 𝐓𝐚𝐞𝐡𝐲𝐮𝐧𝐠 | یک ماه با تهیونگ𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐صبح روز بعد...

پارت ۳۷

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p26ویو  اترسیده بودیم عم...

آواز عشق♣️part 5♣️ا/ت ویوسوار آسانسور شدیم و رسیدیم پایین و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط