{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و بیا تا جایی، که پَر ماه به انگشت تو هشدار دهد.

و بیا تا جایی، که پَر ماه به انگشت تو هشدار دهد.
و زمان روی کلوخی بنشیند با تو.
و مزامیر شب اندام ترا، مثل یک قطعه آواز به خود جذب کنند.
پارسایی است در آنجا که ترا خواهد گفت:
بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است.
"سهراب"
دیدگاه ها (۱)

سایه ای در راهرو های نقره ای

part 4تا شب کلی دور زدیم و اهنگ پلی کردیم...رفتیم کافه و کلی...

𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 𝖔𝖋 𝖑𝖔𝖛𝖊سایه های عشق.📜.🖇️.📜 پارت۲۷:جونگکوک و جیمین به...

Part 1(زود برمیگرده )اون شب بارون خیابون و خیس کرده بود........

پارت ۵۶غروبِ خورشید آسمون رو به رنگِ صورتی و نارنجیِ ملایمی ...

True Love③③صبحوسایلم رو جمع کردم و از خونه زدم بیرون تهیونگ:...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۲۰: «پای...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۲الینا سعی کرد با اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط