پ آخر ف۴ چند روز بعد جواب آزمایشا اومد و چیز خواستی نبود
پ آخر ف۴ چند روز بعد جواب آزمایشا اومد و چیز خواستی نبود بعد چند ماه نازگل دختر مهرداد ب دنیا اومد و خوشی رو ب خونه امون آورد +عه مث مهرداد ی چال گونه داره قربونش برم چشاشم ب باباش رفته سحر تو نمیخوای عروسی کنی منتظرم خاله شم _چشم اونم چشم ب زودی +ایول _آبجی تو ک نمیخاستی ما باهم ازدواج کنیم چجوری الان ب عروسی ما دوتا راضی شدی +ببین داداش اشکان دیدم بچه خوبی هستی میتونی خوشبختش کنی بچه امو بخاطر همین راضی شدم چ کنم ننه من ک کاره ایی نیستم ببین زردو ببینم ناراحتش کنی سرتو میزارم روی سینه ات فک نکن پیر شدم کاری از دستم بر نمیادا افتاد _افتاد ننه همه زدن زیر خنده ک علیاری با گل اومد مهرداد و میلاد روبغل کرد تبریک گفت و کادو داد رفتم کنارش +ازمنارحتین _ن بابا تازه بهتون افتخار میکنم ک همچین دختر سر سختی هستین اون کادو هم خیلی قشنگ بود ممنون ببخشید ک نتونستم بیام بیمارستان دیدنتون +اشکال نداره ننه پیر شدم دم ب دقیقه راهی بیمارستان میشم میتونی جبران کنی _دور از جون ههههه من برم دیگ خداحافظ رفت خوشحالم ک ازم ناراحت نیست برگشتیم خونه و استراحت کردیم +خدایا بخاطر همه چی شکرت ادامه دارد دوست داشتین؟! دوستون دارم ❤❤❤❤❤❤ فصل ۵ فصل آخره
- ۳۶.۳k
- ۱۱ خرداد ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط