{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جنازه پسرشون رو که آوردند، چیزی جز دو سه کیلو استخون نبود

جنازه پسرشون رو که آوردند، چیزی جز دو سه کیلو استخون نبود...
پدر سرشو بالا گرفت و گفت:حاج خانوم غصه نخوری ها!!!
دقیقا وزن همون روزیه که خدا
بهمون هدیه دادش...
#شهدا_شرمنده_ایم🖤😔
دیدگاه ها (۳)

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۴۱ ویو راوی چند دقیق...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۸ *سانیار*تا دیدم داره به لپ های ...

( خوشگلا شرمنده جلد رو اشتباه گذاشتم+⁦⁦⁦⁦๑⁦⁦⁦ my silent love...

موضوع: یک روز عادی با نیکولای*جونم براتون بگه که... شما اصن ...

+ آخه اون الان فکر میکنه که من دارم با تو...حرفشو ادامه نداد...

پارت اول ویو آت اه سرم امروز خیلی کار دارم این سردرد فاکی هم...

#تجربه_من ۱۳۴۸#ازدواج_در_وقت_نیاز #فرزندآوری #تحصیل #اشتغال ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط