{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تکپارتی جین

تکپارتی جین
با موضوعه وقتی عضو هشتمی ولی هیچی بلد نیستی

طرفدار هامون ، فن هامون کسایی که فکر می کردم دوستم دارن ، کسایی که شبانه روز خوابشون میدیدم اینکه قراره اینده ام چی بشه ، چه اتفاقی بیفته همه همه بارها در ذهنم مرور کردم

از همون موقعی که تصمیم گرفتم ایدل بشم خودم را شبانه روز صرف تمرین کردم ، مدام به خودم فشار می اوردم و تمرینات سخت و طاقت فرسایی تحمل می کردم

بارها اسیب دیدم ، بارها ضربه خوردم ، بارها از درون و بیرون بهم خوردم و داغون شدم اما همه اینها هیچ گونه ذره ای هم برام اهمیت نداشت

تلاش کردم با پشتکار فراوان به راهم ادامه دادم به جلو حرکت کردم و هیچگاه نگاهی هم به عقب نکردم فقط روبه جلو حرکت می کردم

می خواستم ارزوم که از بچگی داشتم دنبال کنم ..... ایدل شدن ........

میخواستم طمع موفقیت ، طمع پیروزی ، در نهایت طمع مشهور شدن بچشم

اما نمی دونستم این خواسته ای که دارم ، این ارزویی که دارم لیاقت بسیار بالایی نیاز دارد که من متعلق به اون جایگاه نیستم

نه صدای خوبی داشتم ، نه رقص جذاب و خیره کننده ای
درسته برعکس هم گروهی هام

از اون موقعی که فهمیدم لیاقتش ندارم تموم تلاش هام ، تموم هدف هام مثل یک غباری از زندگیم محو شد

افسرده و بی حال یک جا نشسته بودم به اسمون تیره خیره شده بودم

درسته به ارزوم نرسیدم اما کسی داشتم که بابت داشتنش خیلی خوشحال بودم

کسی که در تموم این مدت همیشه یار و پشتیبان من بود و هیچوقت در مشکلاتم منو رهایم نکرد

اون برام به مانند فرشته ای بی بال در زندگیم بود

فرشته محبت


پایان
دیدگاه ها (۸)

فیک شوگا پارت هشتم مافیای بیرحم دختر لجباز

انتقام در لباس عشق:)پارت 1(ویو جونگ کوک)(فلش‌بک به پنج سال آ...

★彡   Part 59 彡★ ( رینا ) موندنی میمونه و رفتنی باید بره.من ه...

پارت دوم نماد مرگ

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

پارت پانزدهم (MISOO) نمیدونم چند روز از زمان آواره شدنم تو ک...

سلام سلاممن برگشتمشاید سوال باشه کجا بودممن مسدود شده بودم ب...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹ویو رینا___هشت سالم بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط