{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب نفسم بوی تو بود و تو نبودی

دیشب نفسم بوی تو بود و تو نبودی
دل مست سر کوی تو بود و تو نبودی
از حنجره ی عشق صدای تو شنیدم
گوشم به هیاهوی تو بود و تو نبودی
بر گونه ی من گرد غریبانه مهتاب
آمیخته با بوی تو بود و تو نبودی
وقتی غزل چشم سیاه تو سرودم
شب مطلع گیسوی تو بود و تو نبودی
رفتم ز خود آن‌گونه که اندیشه بودن
باریک‌تر از موی تو بود و تو نبودی

آخر سر خود بر سر دیوار شکستم
مه آینه روی تو بود و تو نبودی
دیدگاه ها (۱)

آنچنان زیبا تومیخندی که جادو میشوممثل یک کودک دمادم پر هیاهو...

نمی یابم تو را در دل، نه در عالم نه در گیتیکجا جویم تو را آخ...

از تمام کوچه ها امشب طلب کارم تو راتب گرفتم از فراقت باز بیم...

زیبایی چشمان تو را ماه نداردلبخند تو را باغ به ولله نداردوقت...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

پارت: 25 (بخش3) *زاویه دید: هیزل*نگاهِ زین برای یک ثانیه روی...

پارت ۱۹: ضیافتِ مرگ در مه(از دید: ات)صدایِ کلیکِ سردِ اسلحه ...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۱۳: آرامشِ سمیصدایِ بسته شدنِ در، ...

_____پارت¹⁸ نفرین کوچولو_____به‌خاطر آدرنالین، تمام بدنم به ...

رمان: گرفتار توپارت ۱۵ (بخش دوم: آرامشِ قبل از طوفانِ دوباره...

پارت: 17 (بخش2) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر. سالنِ بایگا...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

### 🕯️ پارت هشتم: آینه‌ی دو تکهپاهام قفل شد. نفسم توی سینه ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط