{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

دیشب نفسم بوی‌تو بود و تو نبودی
دل مستِ سرِ کوی‌تو بود و تو نبودی
از حنجرہ ی عشق ، صدای تـو شنیدم
گوشم به هیاهوی تو بود و تو نبودی
بـر گونه ی من، گَردِ غریبانه ی مهتاب
آمیختـه با بوی تـو بـود و تـو نبودی
وقتی غـزلِ چشـمِ سیـاہِ تـو سرودم!
شب مَطلعِ گیسوی‌تو بود و تو نبودی
دیدگاه ها (۰)

مرد بی رحم

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۱۳: آرامشِ سمیصدایِ بسته شدنِ در، ...

پارت: 23 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ساعت هشت صبح، راهروی دبیرس...

پارت: 25 (بخش3) *زاویه دید: هیزل*نگاهِ زین برای یک ثانیه روی...

پارت هفت

پارت: 17 (بخش2) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر. سالنِ بایگا...

رمان: گرفتار توپارت ۱۵ (بخش دوم: آرامشِ قبل از طوفانِ دوباره...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط