اجبار به بدبختی پارت ۴۷

وقتی چشمامو باز کردم دلین و جونگ کوک بیدار بود دلین تو بغل جونگ کوک بود

کوک... سلام صبع خیر مامانه خوابالو

دیار... صبع شماهم بخیر

کوک... میخاستم بیدارت کنم دلین خانوم گرسنشه

دیار... بده بهم

دلین و تو بغلم کردمو بهش شیر دادن جونگ کوکم بلند شدو یه شلوارک پوشیدو رفت پایین

بعد چند دقیقه منو دلین رفتیم پایین جونگ کوک تو آشپز خونه بود

دیار... داری چیکار می کنی

کوک... دارم صبحونه برای دوتا دخترام درست میکنم

با خنده دیار... ولی من که دخترت نیستم

کوک... کی گفته

دیار... من میگم دخترت دلینه که نمیتونه غذا بخوره

یه نفسه عمیق کشید

کوک... باشه الا اصلا تو راست میگی

دیار... خب زود باش گرسنمه

کوک... اما دست بفرما

باهم دیگه صبعونه خوردیم و رفتیم تو سالن

کوک... امروز قراره یه جاهای بریم

دیار... کجا

کوک... یه راز

دیار... ای بابا خب کع میریم

کوک... امشب

دیار... باشه امید وارم خوب باشه
دیدگاه ها (۱)

پارت ۴۷

پارت ۲۶

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

سناریو جونگکوک

From hate to lovePart:12معلم وارد کلاس شد و جونگ کوک و آرتمی...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

چندپارتی جونگ کوک

نصف فیلم گذشته بود.ات حالا تقریباً به صندلی جونگ‌کوک چسبیده ...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.60(روایت از زبان ا.ت)بع...

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط