.
.
سـفر، بهانه ی خوبـی بـرای رفتن نیست
نخواه اشک نـریزم، دلـم کـه آهـن نیست !
نگو بـزرگ شدم، گریـه کار کوچک هاست
زنی که اشک نریزد قبـول کـن، زن نیـست !
خبر رسیده که جای تـو راحـت است آنـجا
قـرار نیست خـبرها همیشه… اصلا نیست …
شب است بی تو دراین کوچه های بارانی
و پــلک پنــجره ای در تـب پریــدن نیــست
حســود نیـستـم اما خـودت ببین حتی
چراغ خانه ی مهتاب بیتو روشن نیـست !
مرا ببخش اگر گریه می کنم وقتی
نوشته ای که غزل جای گریه کردن نیست !
زنی که فال مرا می گرفت، امشب گــفت:
پــرنده فکر عبـور است، فکر ماندن نیست !
مژگان عباسلو
سـفر، بهانه ی خوبـی بـرای رفتن نیست
نخواه اشک نـریزم، دلـم کـه آهـن نیست !
نگو بـزرگ شدم، گریـه کار کوچک هاست
زنی که اشک نریزد قبـول کـن، زن نیـست !
خبر رسیده که جای تـو راحـت است آنـجا
قـرار نیست خـبرها همیشه… اصلا نیست …
شب است بی تو دراین کوچه های بارانی
و پــلک پنــجره ای در تـب پریــدن نیــست
حســود نیـستـم اما خـودت ببین حتی
چراغ خانه ی مهتاب بیتو روشن نیـست !
مرا ببخش اگر گریه می کنم وقتی
نوشته ای که غزل جای گریه کردن نیست !
زنی که فال مرا می گرفت، امشب گــفت:
پــرنده فکر عبـور است، فکر ماندن نیست !
مژگان عباسلو
- ۲.۷k
- ۰۷ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط