{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت یازده

پارت یازده


ته ته بریم پایین صبحونه بریم


(دوستان اعضا همشون دوس دختر دارن)
ات ویو

رفتیم پایین نشستم پیش بچه ها
(زن کوک اسمش سایان هس)
ات. سایان
سایان. جانم
ات میگم میای باهم دیگه دوس پسر هامون رو اذیت کنیم
سایان چیکار کنیم
ات بریم بار
س (رو با س نشون میدم)
س ok
ات خوببیا بریم بازار تا لباس بخریم
س باشه

ات و س میرن و لباس میخرن و برمیگردن
س ات لباس هامون خیلی بازه
ات.....
س برگردیم ده قلو حامله مون میکنن
ات نه بابا نگرا ن نباش
ساعت هشت شب
ات بریم
س بریم
(واین ها میرن داخل بار و)
ات اقا ای 100درصد میارید
گارسون (تعجب) ب.. بله
ات ممنون
س اقا برای منم یه ۱٠٠درصد بیارید لطف
گارسون چ... شم
ویو نویسنده
ات و س انقدر میخورن تا دیگه کار هاشون دست خودشون نیس و الان ساعت 10شب هس
ویو کوک و ته ته
ته ته کوک ات رو ندیدی
کوک منم همین سوال رو از تو میخواستم بپرسم سایان هم نیس
ته ته بزار من زنگ بزنم
کوک ok
ویو ته نه
زنگ زدم به ات اما هرجی زنگ زدم جواب نداد هیلی ترسیده بودم رفتم پیش کوک
ته ته اماده شو کوک
کوک چرا؟
ته ته چون جواب نمیدن بریم بیمارستان هارو چک کنیم
کوک به نظر من رفتن بار
ته ته چطور
چون من دداشتم تلویزیون نگاه میکردم که دیدم ات و س دارن میکن ده قلو حامله میشیم ها و گفت نه گران نباش
ته ته اوکی بریم بار
ته ته و کوک رفتن بارو ات پ سایان رپ دیدن که نشستن و دارن هنوز هم میخورن
ات ویو
سایان اون ارو نگا چه جذاب ان
سایان اره بزیم اونجا
ات و سایان میرن پیش کوک و ته ته

ات اقای محترم افتخار میدید بامت برقصید
ته ته ات مگه چقد خوردی که من رو نمیشناسی
و ات رو بزور میندازه توماشین و میبره خونه نزدیک ها خونه ات یادش میاد چه گندی زده
ووقتی میخوان برن خونه ات میگه
ات عزیزم
ته ته هه عزیزم در کار نیس برو تو اتاق الان میان) وبقیه اش رو میزارم به عهد ه زهن خودتون)

کوک و سایان

هم همون طوری(از اونجا که حال ندارم ننوشتم





و ات و ته ته تا اخر عمر زندگی خوبی دارن

کوک و سایان هم همین طور





پایان❤❤❤💋💋💋



ببخشید اگه بد شد😐🙁🫀🫀
دیدگاه ها (۲)

A game of love and hateP³ویو آتصبح با صدای زنگ از خواب بیدار...

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

عشق سوری پارت 9ویو کوک باید برم دنبال اون دختره اوفففف رفت د...

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

پارت 33 رمان عشق مدرسه ای مینهو: شاید لیسا: بزار 5 دقیقه دیگ...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

#عشق_بعد_نفرت پارت 8ویو یونگی پشمام چقد تند میخونه نمیدونستم...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

#برادر ناتنی من

چند پارتی جونگ کوک دعواییسلام من ات هستم ۲ ساله با کوک ازدوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط