سلام عزیزان

سلام عزیزان
ممکن تا ۳ یا ۴ روز سناریوی ننویسم چون

فردا باید برم بیمارستان بستری بشم 🥴

.......
الانم دارم از استرس میمیرم 😣

گفتم بدونید از دستم ناراحت نشید 🥲

ببخشید واقعا از توانم خارج 🫂
البته تلاشم رو میکنم پارت ۱۲ دو امروز بزارم 😉
دیدگاه ها (۱۳)

Pat:11اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک . می خواستم وارد اتاق بشم ک...

فیک:^فرشته ای در غلمرو دشمن^^part:6^ ...

Enemys Embrsce [ part ادامه 40]

برده عمارت جئون

و خداوند بهترین گزینه است برای پناه...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

وقتی دوست پسرت بود💛پارت ۳(last part)ویو کوک:بالاخره راضیش کر...

*💜 یه آرمی تو رستورانی که کار می‌کنه، به‌طور اتفاقی تهیونگ ر...

I'm not jealous part 57خواست چیزی بگه که یهو گوشیش زنگ خورد ...

🐶: قبلا توی بابلم بهش اشاره کردم ولی یکی نوشته بود که از وقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط