پارت نهم امگای شیرین من 🌷
پارت نهم امگای شیرین من 🌷
ویو جونکوک داخل عمارت تهیونگ :
- واییییییییییی سرم خیلی درد میکنه
با کلی زور بلند شدم یکم سرگیجه داشتم ولی بد خوب شدم وقتی بلند شدم با یک اتاقی که تِم آبی بود مواجه شدم خیلی قشنگ بود و بد اینکه داستان یادم اومد ترسیدم و شروع کردم به گریه کردن یعنی الان جیمین کجاس؟؟! خیل ترسیده بودم چند دقیقه میشد که داشتم گریه میکردم ک یکنفر وارد شد و خیلی خیلی شکه شدممم
+ خوبی؟؟ چرا گریه میکنی ؟!
- م....م..نن.
+ حتما شوکه شدی
- تو...و...ت..و..اینجا
+ حتما الان خیلی حالت خوب نیست میخوای بخوابی که بهت توضیح بدم بعدش
- جی...می...ن..کج...اس.. ( با گریه گفت)
+ها؟؟ جیمین؟
- آره
+ اونو بعدا میبینی
- الاننن( با داد و گریه گفت)
+باشه اوکی آروم باش اول بیا غذا بخوریم بعد
- باشه( آروم گفت)
ویو جونکوک:
بعد من رو بلند کرد یعنی کمکم کرد بلند شم و بد از اتاق با تم آبی که خیلی خوشگل بود اومدیم بیرون رفتیم طبقه پایین خونه که نه میشه گفت عمارتش خیلی قشنگ بود واقا دوست داشتممم
و رفتیم نشستیم روی میز خییلی خوشگل
+ چی میخوری
- من خب نمیدونم
+ کیک چطوره؟
- از کجا میدونی من چی دوست دارم؟ ( با حالت شوک مانند گفت)
+ به عنوان الفات باید بدونم
- چییییی ( یکم یکم داد )
+ آروم بعد غذا حرف میزنیم
- باشه ( اروم)
غذا رو خوردیم و بعد نشستیم روی مبل
- میشه بگی داستان چیه
+ خب بیا آروم آروم بهت بگم که شوکه مشی حله؟
- باشه ولی شما شوک رو قبل غذا به من دادین
+ حواسم نبود
- باش
+ عزیزم داستان آینه که...
- عزیزم؟؟
+فقط گوش کن
- باشه
+ داشتم میگفتمم ببین من همون شبی که دیدمت فهمیدم که جفتمی چون الفا بودم فهمیدم دیگه
- درسته...جفت!! من !!
+ آره...بعد اینکه من فهمیدم تو این دانشگاهی نخواستم عجله کنم و صبور بودم دانشگاه رو تموم میدونی چقدر برای یک الفا سخته که جفتشو از دور ببینه
- آره
+ خوبه...و صبر کردم و امروز آوردمت اینجا و قراره از این ب بد اینجا باشی
- چی پس مامان و بابا چی و جیمین کجاس
+ اولاً به عنوان الفات میگم باید اینجا باشی برای خوانوادهت یکاری میکنم و جیمین هم بزودی میبینی
- جیمین کجاس؟؟
+ پیش دوستم
- دوستت؟؟
+ آره دوستن شوگا
- چرا پیش اونه بیاد پیش منن
+ عزیزم شوگا جفتشه
- چی!! جفت جیمین دوستت همون اسمش چی بود
+ شوگا
- اهاا همون شوگاعهه؟؟
+ آره
- شت..
+ خیلی خوب برو تو اتاقت استراحت کن
- اتاقم؟ کجاس
+ همون جایی که بودی
- اون اتاقمه؟؟
+ آره...دوسش داری
- اره از کجا میدونستی آبی دوست دارم
+ همون طور که گفتم جفتتم
- اوهوم....من میرم تو اتاقم
+ باشه قشنگم منم دیگه میرم یسری کار باید انجام بدم و اینکه بدون اجازه من از عمارت بیرون نمیری به خدمتکارا هم گفتم که کی هستی و هرچی خواستی برات فراهم میکنند
- باشه...خدافظ
+ خدافظ
ویو جونکوک داخل عمارت تهیونگ :
- واییییییییییی سرم خیلی درد میکنه
با کلی زور بلند شدم یکم سرگیجه داشتم ولی بد خوب شدم وقتی بلند شدم با یک اتاقی که تِم آبی بود مواجه شدم خیلی قشنگ بود و بد اینکه داستان یادم اومد ترسیدم و شروع کردم به گریه کردن یعنی الان جیمین کجاس؟؟! خیل ترسیده بودم چند دقیقه میشد که داشتم گریه میکردم ک یکنفر وارد شد و خیلی خیلی شکه شدممم
+ خوبی؟؟ چرا گریه میکنی ؟!
- م....م..نن.
+ حتما شوکه شدی
- تو...و...ت..و..اینجا
+ حتما الان خیلی حالت خوب نیست میخوای بخوابی که بهت توضیح بدم بعدش
- جی...می...ن..کج...اس.. ( با گریه گفت)
+ها؟؟ جیمین؟
- آره
+ اونو بعدا میبینی
- الاننن( با داد و گریه گفت)
+باشه اوکی آروم باش اول بیا غذا بخوریم بعد
- باشه( آروم گفت)
ویو جونکوک:
بعد من رو بلند کرد یعنی کمکم کرد بلند شم و بد از اتاق با تم آبی که خیلی خوشگل بود اومدیم بیرون رفتیم طبقه پایین خونه که نه میشه گفت عمارتش خیلی قشنگ بود واقا دوست داشتممم
و رفتیم نشستیم روی میز خییلی خوشگل
+ چی میخوری
- من خب نمیدونم
+ کیک چطوره؟
- از کجا میدونی من چی دوست دارم؟ ( با حالت شوک مانند گفت)
+ به عنوان الفات باید بدونم
- چییییی ( یکم یکم داد )
+ آروم بعد غذا حرف میزنیم
- باشه ( اروم)
غذا رو خوردیم و بعد نشستیم روی مبل
- میشه بگی داستان چیه
+ خب بیا آروم آروم بهت بگم که شوکه مشی حله؟
- باشه ولی شما شوک رو قبل غذا به من دادین
+ حواسم نبود
- باش
+ عزیزم داستان آینه که...
- عزیزم؟؟
+فقط گوش کن
- باشه
+ داشتم میگفتمم ببین من همون شبی که دیدمت فهمیدم که جفتمی چون الفا بودم فهمیدم دیگه
- درسته...جفت!! من !!
+ آره...بعد اینکه من فهمیدم تو این دانشگاهی نخواستم عجله کنم و صبور بودم دانشگاه رو تموم میدونی چقدر برای یک الفا سخته که جفتشو از دور ببینه
- آره
+ خوبه...و صبر کردم و امروز آوردمت اینجا و قراره از این ب بد اینجا باشی
- چی پس مامان و بابا چی و جیمین کجاس
+ اولاً به عنوان الفات میگم باید اینجا باشی برای خوانوادهت یکاری میکنم و جیمین هم بزودی میبینی
- جیمین کجاس؟؟
+ پیش دوستم
- دوستت؟؟
+ آره دوستن شوگا
- چرا پیش اونه بیاد پیش منن
+ عزیزم شوگا جفتشه
- چی!! جفت جیمین دوستت همون اسمش چی بود
+ شوگا
- اهاا همون شوگاعهه؟؟
+ آره
- شت..
+ خیلی خوب برو تو اتاقت استراحت کن
- اتاقم؟ کجاس
+ همون جایی که بودی
- اون اتاقمه؟؟
+ آره...دوسش داری
- اره از کجا میدونستی آبی دوست دارم
+ همون طور که گفتم جفتتم
- اوهوم....من میرم تو اتاقم
+ باشه قشنگم منم دیگه میرم یسری کار باید انجام بدم و اینکه بدون اجازه من از عمارت بیرون نمیری به خدمتکارا هم گفتم که کی هستی و هرچی خواستی برات فراهم میکنند
- باشه...خدافظ
+ خدافظ
- ۱۰.۱k
- ۲۹ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط