قفسِ طلایی (Golden Cage)
قفسِ طلایی (Golden Cage)
P.13
دکتر:به احتمال 99/9درصد...دیگه بیدار نمیشن
کوک:ی یعنی چی ...دکترر *بغض
دکتر:اروم باشین و امیدتونو از دست ندید
کوک:...میتونم ببینمش
دکتر:بله بفرمایید
کوک:ممنون
و رفت داخل اتاق و بهش زول زد اروم رفت سمتش و کنارم تختش نشست و دستشو گرفت
کوک:پیشی خانم چرا بهم نگفتی هان چرا نگفتی؟*بغض
کوک:من چیکار کردم.....ببخشید اشتباه کردم غلط کردم منو ببخش...لطفا بیدار شو.....ترکم نکن*گریه
...
هوپی:کوک
کوک:هیونگ اینجا چیکار داری
هوپی:اومدم بهت سر بزنم..چیشده چرا آوردنش بیمارستان
کوک:ا اون...سندرم قلب شکسته داره ....من نابودش کردم*بغض
هوپی:...وقتی درباره قرص گفتی فهمیدم ولی انتظار نداشتم دلیل اینجا بودنش این باشه
کوک:اون داشت خوب میشد اما ..همش تقصیر منه از وقتی باهم ازدواج کردیم بیماریش شدت گرفته..هیونگ ممکنه...ممکنه دیگه بیدار نشه*گریه
هوپی:....متاسفم پسر..ولی امیدتو از دست نده خب
کوک:نمیتونم من خیلی اذیتش کردم اون برای این چیزا خیلی بچست نباید این کارو میکردم ..هیونگ اگه بیدار نشه من میمیرم ..*گریه
هوپی:..چی بگم درکت میکنم ولی منو جیمین از همون اول بهت میگفتیم که اینکارو نکن ولی کو گوش شنوا
کوک:..من پشیمونم باید به حرفتون گوش میدادم ...اون به من اعتماد کرده بود...هق..*گریه
جیهوپ بغلش کرد و
هوپی:هی باشه اروم باش نفوذ بد نزن این حالتو بدتر میکنه
دکتر:آقای جئون
کوک:ب بله
دکتر:درباره همسرتون
کوک:چیشده*نگران
هوپی:چیزی شده اقای دکتر
دکتر:خانم ا.ت.....
...
(امنترین جای جهان، قشنگترین زندان او بود.)
P.13
دکتر:به احتمال 99/9درصد...دیگه بیدار نمیشن
کوک:ی یعنی چی ...دکترر *بغض
دکتر:اروم باشین و امیدتونو از دست ندید
کوک:...میتونم ببینمش
دکتر:بله بفرمایید
کوک:ممنون
و رفت داخل اتاق و بهش زول زد اروم رفت سمتش و کنارم تختش نشست و دستشو گرفت
کوک:پیشی خانم چرا بهم نگفتی هان چرا نگفتی؟*بغض
کوک:من چیکار کردم.....ببخشید اشتباه کردم غلط کردم منو ببخش...لطفا بیدار شو.....ترکم نکن*گریه
...
هوپی:کوک
کوک:هیونگ اینجا چیکار داری
هوپی:اومدم بهت سر بزنم..چیشده چرا آوردنش بیمارستان
کوک:ا اون...سندرم قلب شکسته داره ....من نابودش کردم*بغض
هوپی:...وقتی درباره قرص گفتی فهمیدم ولی انتظار نداشتم دلیل اینجا بودنش این باشه
کوک:اون داشت خوب میشد اما ..همش تقصیر منه از وقتی باهم ازدواج کردیم بیماریش شدت گرفته..هیونگ ممکنه...ممکنه دیگه بیدار نشه*گریه
هوپی:....متاسفم پسر..ولی امیدتو از دست نده خب
کوک:نمیتونم من خیلی اذیتش کردم اون برای این چیزا خیلی بچست نباید این کارو میکردم ..هیونگ اگه بیدار نشه من میمیرم ..*گریه
هوپی:..چی بگم درکت میکنم ولی منو جیمین از همون اول بهت میگفتیم که اینکارو نکن ولی کو گوش شنوا
کوک:..من پشیمونم باید به حرفتون گوش میدادم ...اون به من اعتماد کرده بود...هق..*گریه
جیهوپ بغلش کرد و
هوپی:هی باشه اروم باش نفوذ بد نزن این حالتو بدتر میکنه
دکتر:آقای جئون
کوک:ب بله
دکتر:درباره همسرتون
کوک:چیشده*نگران
هوپی:چیزی شده اقای دکتر
دکتر:خانم ا.ت.....
...
(امنترین جای جهان، قشنگترین زندان او بود.)
- ۲.۶k
- ۲۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط