به اجبار
به اجبار
46
بچه ها ترو خدا انفالو نکنید الان من دارم تمام تلاشمو میکنم روزانه بزارم اما بعضی وقتا نمیتونم خودتونم میدونید جبران میکنم براتون هروقت نزارم فرداش یا شبش 2 یا 1 پارت میزارم دیگه به اخرای رمان نزدیکیم ترو خدا فالو کنید 123 نفر حداقل میبینن نمیشه فالو کنید خب🥲💔🍃
*به نام بنگتن*
_پاشو دیگه ددی
+که گفتی ددی
=خب به کتراتون برسید دخترا بیاید بریم
کوک دخترا رفتن ماهم همونجا رو تخت بودیم که شروع کرد قلقلک دادنم
(نگار میای منم قلقلک بدی؟؟)
_پاشو میخام برم حموم
+برو
لباسامو گذاشتم رو تخت رفتم تو حموم 20 مین بعد اومدم بیرون دیدم لباسام نیس
_کیم تهیونگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ
حوامو سفت کردم دمپاییمو در اوردم افتادم دنبالش
_لباسامو بده پدصگ
+لباست خیلی بازه اجازه نداری
_مگه دو جیمینی
£منو نکشید وست
=موش بدو گربه بدو
¥ددی تهیونگ میشه بخاتر من بدی بش
٪خودتو نخد هر اشی نکن
^جر بدو بدو
@فاککککککک چتونه
بزارید بخابم
~برو برو
&(دارم همزمان خون عرق اشک گوش میدم نمدونم چه کرمی دارم مردم خابن دارم بلند باش میخونم) ایییییی پاممممممممم
_#@=+*^€£ چی شدددددد؟؟
¥چته مرض
ددی کوکی ببزن دکتر
دن دمپاییشو در اورد و محکم زد به جیا
&خفه شو هرزه
¥ایششششش
دن رو بلند کردیم رفتم یه تیشرت مشکی
با یه شلوار جین مشکی پوشیدم با کوک درن رو بردیم دکتر رفتیم داخل مطب کوک نوبت گرفت دن هم از دزدش داشت گریه میکرد
منم داشتم دلداریش میدادم که یهو یه بچه اومد پیشم بهم میگفت
پسره: دوست دخترم میشی؟؟(انگلیسی)(🤣🔪)
=(چشاش چار تا شده)
&ایشالا عروسی کیه؟؟(انگلیسی)
_کوچولو من صاحاب دارم
پسره: کیه این نره قوله میزنم میکشمش بشو مال خودم
+صاحابش منم
پسره: عمو تهیونگ
+جونکی؟؟(کمبود اسم داشتیم از خنده در وایکینکی اوردم) اینجا چیکار میکنی خشمل عمو
جونکی: عمو این همون خانومس که میگفتی خیلی کیوتو نازه
+اره خشکله؟؟
جونکی: عمو سلیقت از عالی عالی تره
+مرسی بابایی کو؟؟
جونکی: تو اتاق عمل
+برای کلیش
جونکی: اره عمو باباچیزیش بشه من کجا میرم هق هق
+هیشگریه نکن میری پیش مامان بزرگ منم هستم
جونکی: قول
+قول
_خیلی کیوتی میشه بوست کنم
جونکی:آره
_چند سالته
جونکی: ۱۱
_عو پس یه مرده بزرگی خودت میتونی رو پاهات وایسی
جونکی: بخاتر شما قوی میمونم
مامان بزرگ جونکی: سلام آقای کیم خوبید؟؟
+بله ممنونم
شما خوبید؟
مامان بزرگ جونکی: شکر خدا جونکی خداحافظی کن باید بریم با اجازه
+اجازه ما دست شماست
جونکی: خدافظ عمو خدافظ خاله
_خدافظ کیوتچه
چرا این..........
+نمیدونم
لایک بیب🗿🔪زیادمون کن71 شیم
46
بچه ها ترو خدا انفالو نکنید الان من دارم تمام تلاشمو میکنم روزانه بزارم اما بعضی وقتا نمیتونم خودتونم میدونید جبران میکنم براتون هروقت نزارم فرداش یا شبش 2 یا 1 پارت میزارم دیگه به اخرای رمان نزدیکیم ترو خدا فالو کنید 123 نفر حداقل میبینن نمیشه فالو کنید خب🥲💔🍃
*به نام بنگتن*
_پاشو دیگه ددی
+که گفتی ددی
=خب به کتراتون برسید دخترا بیاید بریم
کوک دخترا رفتن ماهم همونجا رو تخت بودیم که شروع کرد قلقلک دادنم
(نگار میای منم قلقلک بدی؟؟)
_پاشو میخام برم حموم
+برو
لباسامو گذاشتم رو تخت رفتم تو حموم 20 مین بعد اومدم بیرون دیدم لباسام نیس
_کیم تهیونگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ
حوامو سفت کردم دمپاییمو در اوردم افتادم دنبالش
_لباسامو بده پدصگ
+لباست خیلی بازه اجازه نداری
_مگه دو جیمینی
£منو نکشید وست
=موش بدو گربه بدو
¥ددی تهیونگ میشه بخاتر من بدی بش
٪خودتو نخد هر اشی نکن
^جر بدو بدو
@فاککککککک چتونه
بزارید بخابم
~برو برو
&(دارم همزمان خون عرق اشک گوش میدم نمدونم چه کرمی دارم مردم خابن دارم بلند باش میخونم) ایییییی پاممممممممم
_#@=+*^€£ چی شدددددد؟؟
¥چته مرض
ددی کوکی ببزن دکتر
دن دمپاییشو در اورد و محکم زد به جیا
&خفه شو هرزه
¥ایششششش
دن رو بلند کردیم رفتم یه تیشرت مشکی
با یه شلوار جین مشکی پوشیدم با کوک درن رو بردیم دکتر رفتیم داخل مطب کوک نوبت گرفت دن هم از دزدش داشت گریه میکرد
منم داشتم دلداریش میدادم که یهو یه بچه اومد پیشم بهم میگفت
پسره: دوست دخترم میشی؟؟(انگلیسی)(🤣🔪)
=(چشاش چار تا شده)
&ایشالا عروسی کیه؟؟(انگلیسی)
_کوچولو من صاحاب دارم
پسره: کیه این نره قوله میزنم میکشمش بشو مال خودم
+صاحابش منم
پسره: عمو تهیونگ
+جونکی؟؟(کمبود اسم داشتیم از خنده در وایکینکی اوردم) اینجا چیکار میکنی خشمل عمو
جونکی: عمو این همون خانومس که میگفتی خیلی کیوتو نازه
+اره خشکله؟؟
جونکی: عمو سلیقت از عالی عالی تره
+مرسی بابایی کو؟؟
جونکی: تو اتاق عمل
+برای کلیش
جونکی: اره عمو باباچیزیش بشه من کجا میرم هق هق
+هیشگریه نکن میری پیش مامان بزرگ منم هستم
جونکی: قول
+قول
_خیلی کیوتی میشه بوست کنم
جونکی:آره
_چند سالته
جونکی: ۱۱
_عو پس یه مرده بزرگی خودت میتونی رو پاهات وایسی
جونکی: بخاتر شما قوی میمونم
مامان بزرگ جونکی: سلام آقای کیم خوبید؟؟
+بله ممنونم
شما خوبید؟
مامان بزرگ جونکی: شکر خدا جونکی خداحافظی کن باید بریم با اجازه
+اجازه ما دست شماست
جونکی: خدافظ عمو خدافظ خاله
_خدافظ کیوتچه
چرا این..........
+نمیدونم
لایک بیب🗿🔪زیادمون کن71 شیم
- ۱۳.۵k
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۲۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط