{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حلالم کنید.

حلالم کنید.
سلام این آخرین پست منه دوستان
من 27سالمه...
حرف دلم حرفیه ک تا حالا ب هیچکس نگفتم..نمیخواستم بگم ولی...
3 ساله ک دارم میریزم تو خودم...
بیماری لا علاج دارم حلالم کنید...
همه چی از اونجا شروع شد...
ی آزمایش ساده که دکتر گفت:
چند تا چیز مشکوک داخلش هست...
باید چند تا آزمایش دیگه بدی...
از آزمایشگاه در اومدم...
فرداش واسه آزمایشای بعدی رفتم...
وقتی تموم شد با خیال راحت گفتم:من چیزیم نیست...
بعد ۳ روز واسه جواب آزمایش رفتم...
رفتم پیش دکتر تا جوابا رو ببینه...
بعد چند دقیقه سکوت گفتم:
دکتر دیدی چیزی نیست شما الکی گیر دادی...
تو چشام نگاه کرد...
گفتم:چیزی شده؟
بعد یکم سکوت گفت:متأسفم...
گفتم:واسه چی؟!
چند تا برگه رو گذاشت کف دستم گفت:
مریضی بدی داری...
گفتم:بیخیال من جنبه شوخی ندارم...
نگام کرد.گفت: متأسفانه جواب سرطانت مثبته من خیلی متأسفم...
الآن ۳ سال گذشته اما...
هنوز جوابه آزمایش اون روز رو دارم!
هنوزم نگاشون میکنم...با خودم میگم:
اینا همش خوابه اما...
اون منم ک تو خوابم!
باورش واسه خودمم سخته که سرطان کرم ریزی و اذیت کردن دوستامو دارم...
دیدگاه ها (۶)

تلاش میکنم برارروزی ک ب ارزوی ک از بچگی داشتم برسم تلاش میکن...

منو ببخش پارت ۲

رمان عشق ممنوع

رمان تو خود منی

فیک دختر گل فروش پارت یکویو کوک ۳ ماه مادرم مرده حالم اصلا خ...

Part ⁴⁵The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفت:خب...

which one part 11ک. این وقت شب اینجا چیکار میکنی(جدی) ن. خب ...

رمان دخت من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط