part:25
اسم فیک:زخم های رقم خورده.
``دیداری اتفاقی``
+خب آقای لی از صحبت با شما لذت بردم اما بهتره دیگه برم سرکارم تا مبادا کسی منو تنبل خطاب نکنه.
*حتما حتما و درضمن کسی جرأت گفتن چنین چیزی رو نداره تا من هستم.
+بازم بابت قهوه و بقیه چیزا ازتون ممنونم.
*خانم چو دفتر جدید خانم پارک رزا رو نشونش بدید.(چون که رزا اسپانیایی است شما فامیلی دیگه ای براش در نظر بگیرید من بهتر از این پیدا کنید)
"چشم
________________________________________
"بفرمایید خانم پارک اینجا از این به بعد دفتر شماست اگر کم و کسری وجود داشت میتونید منو صداکنید.
+نه همه چی اونجوری که باید باشه است ممنون از توجهتون خانم چو.
"خواهش میکنم خانم پارک با اجازه.
+روی صندلیم نشستم پرونده ای که روی میز بود رو برداشتم دوتا از پاهام رو روی میز انداختم و مشغول خوندن برگه شدم.
+چیز زیادی ازش متوجه نشدم 🤦♀️
اما از حق نگذریم دکوراسیون اتاق طبق سلیقه من چیده شده.
تم دفتر با رنگ چری گلدان هایی با گل های خاص و بقیه چیدمانی. با ضخامت اما ظریف.
+اینجا عالیه دختر اما نه نه نه باید روی کارم تمرکز کنم آره.
دوباره پرونده رو برداشتم و خواستم برای بار دوم مطالعش کنم که با یادآوزی آخرین صحنه از الکساندر هوش و حواسم کلا رفت.
+یاخدا باید برم الکساندر رو پیدا کنم ولی نه رزا بشین سرجات الکساندر که میدونه دفتر تهیونگ از کدوم طرفه پس جای نگرانی وجودنداره خداروشکر.
________________________________________
(ویو الکساندر)
^پاهام رو حس نمیکردم لعنتی تعداد پله ها خیلی زیاد بود وقتی به دفتر تهیونگ رسیدم درو به صدا درآوردم.
^سلام آقای کیم تهیونگ.
_او الکساندر پسر چطوری برای چی اومدی پیش من.
^راستش من به عنوان منشی شخصی شما درخواست داده بودم.
_هوم جالبه رزا منشی شخصی بابام و توهم منشی شخصی من(داخل ذهنش)
_قبلا داخل این رشته مهارتی داشتی.
^بله قبلا یه سری از کارهارو در رابطه با این رشته انجام داده بودم و اگر بخواین میتونید پرونده امو......
_نه لازم نیست به اندازه کافی گفتی به خانم جانگ بگو که دفترتو نشونت بده.
^باشه پس از حضورتون مرخص میشم آقای کیم.
_تهیونگ صدام کن.
^چشم من دیگه برم با اجازه.
________________________________________
^حدودا ظهر شده بود کارهایی که باید از همین روز اول انجام میدادم رو انجام دادم و به صورت ایمل برای تهیونگ ارسال کردم.
^خدایا بالاخره تموم شد از کافه ی این شرکت تعریف زیادی شنیدم بهتره برم یه سری بزنم.
همین که پامو از دفتر گذاشتم بیرون با دیدن زنی که یه لانچ باکس دستش بود و با خوشحالی نگام میکرد روبه رو شدم .
^خانم مشکلی پیش اومده.
&آهم نه ببخشید دفتر رو اشتباهی اومدم.(با کمی خجالت و ناراحتی)
^صبرکنید شما خانم میرا زن کیم تهیونگ هستید.
&امم بله برای تهیونگ غذا آورده بودم ولی چون که دفتر شما دوتا پیش همه فک کردم اینجا دفتر اونه .
^همونطور که خودتون میبیند آقای کیم تهیونگ داخل دفترشون حضورندارن.
&پس......
ادامه دارد....
حمایت کنید دستم شیکست🫠🫠🥲🥲
``دیداری اتفاقی``
+خب آقای لی از صحبت با شما لذت بردم اما بهتره دیگه برم سرکارم تا مبادا کسی منو تنبل خطاب نکنه.
*حتما حتما و درضمن کسی جرأت گفتن چنین چیزی رو نداره تا من هستم.
+بازم بابت قهوه و بقیه چیزا ازتون ممنونم.
*خانم چو دفتر جدید خانم پارک رزا رو نشونش بدید.(چون که رزا اسپانیایی است شما فامیلی دیگه ای براش در نظر بگیرید من بهتر از این پیدا کنید)
"چشم
________________________________________
"بفرمایید خانم پارک اینجا از این به بعد دفتر شماست اگر کم و کسری وجود داشت میتونید منو صداکنید.
+نه همه چی اونجوری که باید باشه است ممنون از توجهتون خانم چو.
"خواهش میکنم خانم پارک با اجازه.
+روی صندلیم نشستم پرونده ای که روی میز بود رو برداشتم دوتا از پاهام رو روی میز انداختم و مشغول خوندن برگه شدم.
+چیز زیادی ازش متوجه نشدم 🤦♀️
اما از حق نگذریم دکوراسیون اتاق طبق سلیقه من چیده شده.
تم دفتر با رنگ چری گلدان هایی با گل های خاص و بقیه چیدمانی. با ضخامت اما ظریف.
+اینجا عالیه دختر اما نه نه نه باید روی کارم تمرکز کنم آره.
دوباره پرونده رو برداشتم و خواستم برای بار دوم مطالعش کنم که با یادآوزی آخرین صحنه از الکساندر هوش و حواسم کلا رفت.
+یاخدا باید برم الکساندر رو پیدا کنم ولی نه رزا بشین سرجات الکساندر که میدونه دفتر تهیونگ از کدوم طرفه پس جای نگرانی وجودنداره خداروشکر.
________________________________________
(ویو الکساندر)
^پاهام رو حس نمیکردم لعنتی تعداد پله ها خیلی زیاد بود وقتی به دفتر تهیونگ رسیدم درو به صدا درآوردم.
^سلام آقای کیم تهیونگ.
_او الکساندر پسر چطوری برای چی اومدی پیش من.
^راستش من به عنوان منشی شخصی شما درخواست داده بودم.
_هوم جالبه رزا منشی شخصی بابام و توهم منشی شخصی من(داخل ذهنش)
_قبلا داخل این رشته مهارتی داشتی.
^بله قبلا یه سری از کارهارو در رابطه با این رشته انجام داده بودم و اگر بخواین میتونید پرونده امو......
_نه لازم نیست به اندازه کافی گفتی به خانم جانگ بگو که دفترتو نشونت بده.
^باشه پس از حضورتون مرخص میشم آقای کیم.
_تهیونگ صدام کن.
^چشم من دیگه برم با اجازه.
________________________________________
^حدودا ظهر شده بود کارهایی که باید از همین روز اول انجام میدادم رو انجام دادم و به صورت ایمل برای تهیونگ ارسال کردم.
^خدایا بالاخره تموم شد از کافه ی این شرکت تعریف زیادی شنیدم بهتره برم یه سری بزنم.
همین که پامو از دفتر گذاشتم بیرون با دیدن زنی که یه لانچ باکس دستش بود و با خوشحالی نگام میکرد روبه رو شدم .
^خانم مشکلی پیش اومده.
&آهم نه ببخشید دفتر رو اشتباهی اومدم.(با کمی خجالت و ناراحتی)
^صبرکنید شما خانم میرا زن کیم تهیونگ هستید.
&امم بله برای تهیونگ غذا آورده بودم ولی چون که دفتر شما دوتا پیش همه فک کردم اینجا دفتر اونه .
^همونطور که خودتون میبیند آقای کیم تهیونگ داخل دفترشون حضورندارن.
&پس......
ادامه دارد....
حمایت کنید دستم شیکست🫠🫠🥲🥲
- ۱۰.۳k
- ۱۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط