p۱۰ ا/ت: نه بابا چیزیم نیست ا/ت ویو بعد ده دقیقه

دستو صورتمو شوستم و اومدم تو حال
کوک: ا/ت خوبی؟
ا/ت: برای بار سوم میگیم ارهههه
جیمین: مگه عروسیه؟
اعضا: خخخخخخخخخخخخخخخخخخ
همه پاره شدن حتی ا/ت
جی هوپ رفت و تخمه اورد
اعضا: اخجون بریم بخوریم (منحرفای عزیز تخمه رو میگه)
بعد از خوردن تخمه
نامجون: بچه ها دیر وقته بریم بخوابیم
جیهوپ: موافقم
نامجون: پس بریم
اعضا: باشه
بعد ده مین
اعضا به هم شب به خیر کفتن و رفتنو خوابیدن
ا/ت و کوک هم رفتن تو اتاق
ا/ت: کوک میری بیرون؟
کوک: نه
ا/ت: میخوام لباس عوض کنم
کوک: نمیرم
ا/ت: خب روتو بکن اونور
کوک: خب
ا/ت بعد سه مین کارش تموم نشد که یهو کوک برگشت و داشت ا/ت رو نگا میکردم
ا/ت ویو
داشتم لباسمو عوض میکردم که دیدم کوک داره نگام میکنه
ا/ت: هوی گاو به چی نگا میکنی؟!
کوک: فک کردم کارت تموم شده
ولی کوک روشو بر نمیگردوند
ا/ت: خیلی خری بچرخ اونور
کوک: نمیخوام وایسا الان میرم بیرون حوصلم سر رفت
ا/ت باشه
کیک ویو
رفتم بیرون چون نمیتونستم خودمو کنترل کنم
عجب بدنی داره هوی کوک خفه شو چی میگی
کوک: ا/ت کارت تموم شد
ا/ت: اره بیا تو
کوک اومد تو و خوابیدیم
کوک: کل شبو داشتم به ا/ت فکر می کردم
در خماری خود بمانید دوستان........ خخخخخخخخخخخخخخخخخخ
دیدگاه ها (۲۵)

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

Forbidden love⑦فرداساعت ۶ بعدازظهر بود.... ا/ت: رینا باز امر...

تکپارتی جونگ کوک

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

My Boy❄

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟡: ساختمان قدیمیساعت پنج و پنجاه و پنج دقیق...

عشق بی پایان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط