{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از همون روز اول♥

از همون روز اول♥
#پارت.۹

#نیکا

کلاس تموم شد رفتیم خونه

دیانا: عجب روزی بود

پانیذ: برای تو کی خیلی روز خوبی بود😂💜

دیانا: منظورت؟؟😐💔

نیکا: منظورش ارسلان اقاس😂♥

دیانا: عی خداااا😐

نیکا: تاریخ عروسیتون کی هس؟😂💔

دیانا: نیکا میزنمتتتت هااااا😐💔

نیکا: خوحالا ترش نکن😐✋

پانیذ: گشنمع

نیکا: شکلات میقولی؟♥😂

پانیذ: نیکااااااا😐💔

نیکا: خاب بابا

دیانا: زنگ میزنم از بیرون غذا بیارن♥💜

نیکا: افلین

دیانا😐

دیانا زنگ زد از بیرون غذا رو اوردن خوردیم

نیکا: اقا من سیر شدم

پانیذ: بگو بخدا😂😂

نیکا: پانیییی میکشمت هاااا

پانیذ: این متینه بود

دیانا: اوههه اوهههه متین کیه؟

پانیذ: نیکا جان توضیح میدن😂♥

دیانا: نیکاااا تند زود بگو ببینم متین کیهههه

نیکا: همون پسر خشتیپه کلاس ک خودشو میگیره

دیانا: اوهههه اون پسره ک قبلا با این شقایق رل بود؟

نیکا: یس

دیانا: خوب بقیششش
دیدگاه ها (۵)

از همون روز اول💜#پارت.۹#رضارضا: برو نازشو بخر😂💔امیر: به جان ...

#دیانامهراب پس زدمو با نیکا و پانیذ در زدیم ک مهراب هم پشت س...

گناهکار

💦رمان زمستان💦 پارت 106

رمان عشق ووفشم 💜پارت سیزدهم:نیکا: بعد پارک رفتیم من و ارسلان...

✞رمان انتقام✞ پارت 46

#زیباترین_عشق#پارت_7۳ دیانا _بیا خودتو کشتینیکا _وایی چقد قش...

رمان جیغ آخر 🖤 پارت نهم

از همون روز اول💙💚پارت ۲۱💛🧡#متینممد رفت حموم منم موقعه هایی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط