"جادوی عشق"

"جادوی عشق"

امشب خیالم تا سحر مهمان گیسویت شده
باز این دل شوریده ام مشتاق ابرویت شده

ای درد بی درمان من، ای عشق بی پایان من
این آهوی وحشی دل صید خم مویت شده

چشمان بیمار تو شد درمان درد چشم من
چون توتیای چشم من خاک سرکویت شده

آن شب کنارم آمدی با یک بغل مهر و صفا
شام سیاهم روشن از تابیدن رویت شده

زنجیری از مهر و وفا بر گردنم آویختی
ای مهربان نازنین دل کشته ی خویت شده

تو شاخه ی نیلوفری از خیل گل ها بهتری
هم بلبل و هم گلستان سرمست از بویت شده

مهر نماز من تویی، راز و نیاز من تویی
از کعبه رو گردانده ام تا قبله ام سویت شده

نزد دل "تنها"ی من عیسی و هم موسی تویی
اعجاز دستت دیده و محصور جادویت شده
دیدگاه ها (۳)

ای عطر گل وحشی پیچیده به گیسویت و ای طاق دل عاشق بشکسته ز اب...

👈 عطر گل وحشی ...ای عطر گل وحشی پیچیده به گیسویت و ای طاق دل...

‌‌‌   چشم من بر طاق ابرویت حسادت می کندبر لب و بر جعد گیسویت...

ای عطر گل وحشی پیچیده به گیسویت و ای طاق دل عاشق بشکسته ز اب...

هی! خدا جو! عشق می آید پری جویت کندعشق می باید که از این رو ...

هی! خدا جو! عشق می آید پری جویت کندعشق می باید که از این رو ...

خواندم دروغ از چشم های راستگویتوقتی که برگشتی نیاوردم به روی...

عاشقانه......دچارم کن به چوب دار و رویت را مگیر از من بده بر...

شعر و شراب:به من فرصت بده جا خوش کنم در تاب ِ گیسویتکه دنیا ...

اي بلوچستان تويي اسرار منمن بلوچم هر بلوچي يار مناي بلوچستان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط