عطر گل وحشی

👈 عطر گل وحشی ...
ای عطر گل وحشی پیچیده به گیسویت
و ای طاق دل عاشق بشکسته ز ابرویت

گر دست دهد روزی این طالع شوریده
دارم چه شکایت ها از چشم غزل گویت

آن راز نهانی را من موی به مو گویم
وقتی که به دست آرم تاری ز سیه مویت

ای راه به جان برده خونم به مژه خورده
تا چند دل آزرده رفتن ز سر کویت......

در سایه مژگانت ایکاش دمی خفتن
ایمن ز شبیخون دو مردم هندویت

خاتون غزل زاده کمتر تو معذب کن
این شاعر مفلس را با رقص النگویت

گر اشک من مجنون زاید ز دل پر خون
ترسم شکند در خود لیلی قد دلجویت

دیشب تو شراب آلود امروز عتاب آلود....
صد شکر به آن خلق و صد حیف ازین خویت

از من تو نگیر امشب گل خاطره هایت را
بگذارکه خوش باشم بااین همه شب بویت...

#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

بـــه خودم آمدم انگار تویـــی در من بوداین کمی بیشتر از دل ب...

پشتِ لبخندم غــمی پنهان مدارا می کند گاهگاهی بــارشی آن را ه...

می‌روی اما گریز چشم وحشی رنگ توراز این اندوه بی آرام نتواند ...

تا می کشم خطوطِ تو را پاک می شویداری کمی فراتر از ادراک می ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط