{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ز بس بی تاب آن زلف پریشانم ، نمی دانم

ز بس بی تاب آن زلف پریشانم ، نمی دانم
حبابم ، موج سرگردان طوفانم ؟ نمی دانم

حقیقت بود یا دور و تسلسل حلقه ی زلفت ؟
هزار و یک شب این افسانه می خوانم ، نمی دانم

سراسر صرف شد عمرم همه محو نگاه تو
ولی از نحوه ی چشمت چه می دانم ؟ نمی دانم

چو اشکی سرزده یک لحظه از چشم تو افتادم
چرا در خانه ی خود عین مهمانم ؟ نمی دانم

ستاره می شمارم سال های انتظارم را
هزار و سیصد و چندین و چندانم ؟ نمی دانم

نمی دانم بگو عشق تو از جانم چه می خواهد ؟
چه می خواهد بگو عشق تو از جانم ؟ نمی دانم

نمی دانم به غیر از این نمی دانم ، چه می دانم ؟
نمی دانم ، نمی دانم ، نمی دانم ، نمی دانم

قیصر امین پور
دیدگاه ها (۱)

☆☆☆N☆☆☆☆می شود تنها شويم يک بوسه از چشمت کنمحلقه ی پيوندمان ...

🔁 ⏮️ ⏯️ ⏭️ 🔀 ◉━━━━━━────────────🎧 | چرا آ...

سلام حالتون چطوره !!!🫠🫠https://wisgoon.com/namotevariچه می خ...

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

عاشقانه های شبنم

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط