{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی میخواستی بری استخر ولی...(پایانی)

وقتی میخواستی بری استخر ولی...(پایانی)

میا با ذوق گفت:"یعنی املیا و جونگکوک باهم دوست میشن؟"
جونگکوک خندید:"نمیدونم..ولی من که خیلی از ابجیتون خوشم اومده"
لبخند خجالتی زدی و گوشه ی لبتو گاز گرفتی:"لطف دارید..ممنون"
میا با جونگکوک گفت:"عمو جونگکوک..به نظرم اگر با ابجیم ازدواج کنین،خیلی به هم میاین"
و تهیونگ و جیمین،از خنده روی زمین نشسته بودن و دلشون رو میگرفتن...

-نظرتون رو بهم بگید...
دیدگاه ها (۱)

وقتی میرین مهمونی ولی...درخواستی ادکلن هم زدم که صدای هول زد...

وقتی باهم دعوا میکنید اما...¹با صدای بلند بهش گفتی:"برو بابا...

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌Jungkook«بخاطرت‌دنیا‌رو‌به‌اتیش‌میکشم‌عرو...

ازدواج اجباری...p⁶(end)موهاش رو گذاشتم پشت گوشش و گفتم:"این ...

سناریو درخواستی²از اعضاس،وقتی ا.ت مست کرده،یادشه وه دوست پسر...

#تکپارتیموضوع:(ببین وقتی آخرای بارداریته و تو غر میزنی و این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط