سناریو (نورمور): بوسه
سناریو (نورمور): بوسه
زیویر : کفش هاتو دستت گرفتی و نوک انگشت هات راه رفتی ، تا کسی صدای پاتو نشنوه جلوی در خواگاهش رسیدی و در زدی روان درو باز کرد .
روان : زیویر دخترت اومده اینجا
برگشت و زیویر رو نگاه کرد تو هم سرتو کج کردی و نگاهش کردی ؛ زغال رو روی میز گذاشت و دفترشو بست . وارد شدی و رو تختش نشستی اون هم بعد از اینکه کنارت نشست دستشو آروم روی کمرت گذاشت ، بهش نزدیک تر شدی و موهاشو پشت گوشش زدی لباشو نزدیک لبات کرد و تو هم همراهی اش کردی و بعد چند تا مک کوتاه جدا شدین . روان پوزخندی زد که باعث شد به خودتون بیاید
بالشت زیویر رو به سمت روان پرت کردی که گرفتش
ا.ت : دردد
روان : خیلی ناز بود داشتم لذت میبرم
تایلر : وارد کافه شدی و دیدیش که مشغول بود پشتش بهت بود یواشکی به سمت دخل رفتی زنگو زدی و وارد شدی فرگشت ولی ندنیدت که چشمهاش رو گرفتی
تایلر : سلام honey
ا.ت : سلام هاید کوچولو
اخم کرد . جدی تر ادامه داد
تایلر : این لغب برای کی بود honey
ا.ت : برای تنهاییمون ببخشید ددی
بعد روی پنجه پاهات بلند شدی و موهاشو بهم ریختی . بعد نگاه جدی که بهت کرد خودشم دووم نیاورد و خندید . دستشو زیر باسنت گذاشت دست دیگه رو هم رود کمرت انداخت تو هم برای اینکه نسوفتی شونه هاشو گرفتی و رفتین اون پشت مشتا .بین خودش و دیوار گیرت انداخت با دست راست اش دستاتو بالا ، با دست چپش صورتتو نوازش کرد و لباشو روی لبات کوبید اما جازه مک زدن بهت نداد و خودش وحشیانه بوسیدت
ایزاک : وارد آزمایشگاه شدی روپوشش رو در آورد و به سمتت اومد
ا.ت : سلام
ایزاک : سلام little raven
دویدی تو بغل اونم بغلت کرد و براید بلندت کرد
ایزاک : خب چرا اومدی اینجا
ا.ت : برای دیدن شوالیه ام اومدم (knight به معنی شوالیه)
ایزاک : تو منو به وجد میاری
دستش دور کمرت محکم تر شد و بلند محوی بهت زد . لباشو روی لبات گذاشت و بوسه ای و شروع کرد . اون نمیبوسیدت فقط از لبت گاز میگرفت . بعد چند ثانیه سرشو بلند کرد و تا ۳ سانتی لبات صورتت وایساد ،
ایزاک : دوستت دارم little raven من
ارژاکس : برای خودت یه گوشه ای خلوت نشسته بودی و کتاب میخوندی
ارژاکس : پخخخخ
ا.ت : کوفتتت عهههه ترسیدممم
ارژاکس : خیلی گوگولی میشی وقتی میترسی
ا.ت : درد
خندید و بغلت نشست تو هم به کتابخوندت ادامه دادی که آروم گوشه لبتو بوسید
نگاهش کردی و لبخندی زدی که هلت داد
ارژاکس : تو گرگی
و دوید و توهم دنبالش باید میگرفتم دیگه
اولین بارم بود نمیدونم خوب شد یا نه
زیویر : کفش هاتو دستت گرفتی و نوک انگشت هات راه رفتی ، تا کسی صدای پاتو نشنوه جلوی در خواگاهش رسیدی و در زدی روان درو باز کرد .
روان : زیویر دخترت اومده اینجا
برگشت و زیویر رو نگاه کرد تو هم سرتو کج کردی و نگاهش کردی ؛ زغال رو روی میز گذاشت و دفترشو بست . وارد شدی و رو تختش نشستی اون هم بعد از اینکه کنارت نشست دستشو آروم روی کمرت گذاشت ، بهش نزدیک تر شدی و موهاشو پشت گوشش زدی لباشو نزدیک لبات کرد و تو هم همراهی اش کردی و بعد چند تا مک کوتاه جدا شدین . روان پوزخندی زد که باعث شد به خودتون بیاید
بالشت زیویر رو به سمت روان پرت کردی که گرفتش
ا.ت : دردد
روان : خیلی ناز بود داشتم لذت میبرم
تایلر : وارد کافه شدی و دیدیش که مشغول بود پشتش بهت بود یواشکی به سمت دخل رفتی زنگو زدی و وارد شدی فرگشت ولی ندنیدت که چشمهاش رو گرفتی
تایلر : سلام honey
ا.ت : سلام هاید کوچولو
اخم کرد . جدی تر ادامه داد
تایلر : این لغب برای کی بود honey
ا.ت : برای تنهاییمون ببخشید ددی
بعد روی پنجه پاهات بلند شدی و موهاشو بهم ریختی . بعد نگاه جدی که بهت کرد خودشم دووم نیاورد و خندید . دستشو زیر باسنت گذاشت دست دیگه رو هم رود کمرت انداخت تو هم برای اینکه نسوفتی شونه هاشو گرفتی و رفتین اون پشت مشتا .بین خودش و دیوار گیرت انداخت با دست راست اش دستاتو بالا ، با دست چپش صورتتو نوازش کرد و لباشو روی لبات کوبید اما جازه مک زدن بهت نداد و خودش وحشیانه بوسیدت
ایزاک : وارد آزمایشگاه شدی روپوشش رو در آورد و به سمتت اومد
ا.ت : سلام
ایزاک : سلام little raven
دویدی تو بغل اونم بغلت کرد و براید بلندت کرد
ایزاک : خب چرا اومدی اینجا
ا.ت : برای دیدن شوالیه ام اومدم (knight به معنی شوالیه)
ایزاک : تو منو به وجد میاری
دستش دور کمرت محکم تر شد و بلند محوی بهت زد . لباشو روی لبات گذاشت و بوسه ای و شروع کرد . اون نمیبوسیدت فقط از لبت گاز میگرفت . بعد چند ثانیه سرشو بلند کرد و تا ۳ سانتی لبات صورتت وایساد ،
ایزاک : دوستت دارم little raven من
ارژاکس : برای خودت یه گوشه ای خلوت نشسته بودی و کتاب میخوندی
ارژاکس : پخخخخ
ا.ت : کوفتتت عهههه ترسیدممم
ارژاکس : خیلی گوگولی میشی وقتی میترسی
ا.ت : درد
خندید و بغلت نشست تو هم به کتابخوندت ادامه دادی که آروم گوشه لبتو بوسید
نگاهش کردی و لبخندی زدی که هلت داد
ارژاکس : تو گرگی
و دوید و توهم دنبالش باید میگرفتم دیگه
اولین بارم بود نمیدونم خوب شد یا نه
- ۷۳
- ۲۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط