"چند شاتے "
"چند شاتے "
ورژن :𝑗𝑖𝑚𝑖𝑛
در حال ژست گرفتن برای عکاسی بودم که چشمم رفت سمت رئیس (جیمین)
هر وقت میبینمش بدون اینکه تسلطی روی خودم داشته باشم گونه هام از حرارت سرخ میشه و دستام لرزش میگیره ، ضربان قلب رو صد میزنه
و به تت بته میوفتم
دست خودم نیست
خیلی غرق نگاه کردنش میشم
دوستام بهم میگن عاشق شدی اما آخه چطور میتونم عاشق رئیسم بشم
امروز روزی بود که باید ژست های زوجی بگیریم و رئیس هم برای بازدید میومد خیلی استرس داشتم
برای آخرین بار خودمو توی آینه چک کردم
رفتم سمت مردی که باید باهاش ژست ها رو میگرفتم
یه مرد قد بلند بود با موهای مشکی ریخته تو صورتش و یه دستش تتو بود و پرسینگ لب داشت از حق نگذریم خیلی جذاب بود اما به پای رئیس نمیرسید
رفتم کنارش ایستادم
عکساس ژست ها رو پیشنهاد میداد و اون هم بدون توجه به ریکشن من دستشو دور کمرم حلقه کرد و منو به خودش نزدیک کرد
که رئیس وارد سالن شد
دوباره شروع شد .. لرزش دستام ، سرخی گونه هام ، گرفتن زبونم و نگاه های ناخواسته
عکاس به کارش ادامه داد و ژست های پیشنهادی رو میگفت..
در حالی که اون مرد ژست ها رو انجام میداد و من فقط سعی میکرد کمی همراهی کنم تا ضایع نباشم اما همچنان نگا هام روی رئیس میچرخید
برای اولین بار بلاخره نگاهش آمد سمت من
خیلی سعی کردم نگاهمو ازش بگیرم اما مثل اینکه تو چشماش غرق شده بودم
مثل یه هزار تو که هر سمتش بمبسته
عکاس :
"خانم کیم حواستون هست"
ا.ت ا.ت بسه نگاهش نکن لطفاً
چرا نمیتونم نگاهمو ازش بگیرم...
که همون مرد چونم رو گرفت و به سمت خودش کرد
ازت ممنونم..
جیمین پوزخند زد :
"هعی بزارید روش درست ژست گرفتن رو بهتون نشون بدم "
داشت میومد سمتم....
ادامه دارد...
ورژن :𝑗𝑖𝑚𝑖𝑛
در حال ژست گرفتن برای عکاسی بودم که چشمم رفت سمت رئیس (جیمین)
هر وقت میبینمش بدون اینکه تسلطی روی خودم داشته باشم گونه هام از حرارت سرخ میشه و دستام لرزش میگیره ، ضربان قلب رو صد میزنه
و به تت بته میوفتم
دست خودم نیست
خیلی غرق نگاه کردنش میشم
دوستام بهم میگن عاشق شدی اما آخه چطور میتونم عاشق رئیسم بشم
امروز روزی بود که باید ژست های زوجی بگیریم و رئیس هم برای بازدید میومد خیلی استرس داشتم
برای آخرین بار خودمو توی آینه چک کردم
رفتم سمت مردی که باید باهاش ژست ها رو میگرفتم
یه مرد قد بلند بود با موهای مشکی ریخته تو صورتش و یه دستش تتو بود و پرسینگ لب داشت از حق نگذریم خیلی جذاب بود اما به پای رئیس نمیرسید
رفتم کنارش ایستادم
عکساس ژست ها رو پیشنهاد میداد و اون هم بدون توجه به ریکشن من دستشو دور کمرم حلقه کرد و منو به خودش نزدیک کرد
که رئیس وارد سالن شد
دوباره شروع شد .. لرزش دستام ، سرخی گونه هام ، گرفتن زبونم و نگاه های ناخواسته
عکاس به کارش ادامه داد و ژست های پیشنهادی رو میگفت..
در حالی که اون مرد ژست ها رو انجام میداد و من فقط سعی میکرد کمی همراهی کنم تا ضایع نباشم اما همچنان نگا هام روی رئیس میچرخید
برای اولین بار بلاخره نگاهش آمد سمت من
خیلی سعی کردم نگاهمو ازش بگیرم اما مثل اینکه تو چشماش غرق شده بودم
مثل یه هزار تو که هر سمتش بمبسته
عکاس :
"خانم کیم حواستون هست"
ا.ت ا.ت بسه نگاهش نکن لطفاً
چرا نمیتونم نگاهمو ازش بگیرم...
که همون مرد چونم رو گرفت و به سمت خودش کرد
ازت ممنونم..
جیمین پوزخند زد :
"هعی بزارید روش درست ژست گرفتن رو بهتون نشون بدم "
داشت میومد سمتم....
ادامه دارد...
- ۵۸.۲k
- ۰۲ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط