گاهی بیا و لحظه ای بمان!!

گاهی بیا و لحظه ای بمان!!
دستی ب روی شانه من بگذار...تا از فراز آمدنت این رج های درهم و برهم،این تلخ رج هایم و این بافتنیِ مبهم و دلتنگِ مرا لمس کنی!
تا رج های تار روشن شوند!...
تا من میل های بافتنی ام را ب دست #تو"بسپارم، تا"تو" ب دستِ من رج بزنی آمدنت را...!!
ب یاد عطرِ دل انگیزِ حضورت رج زدم بافتنیِ دلتنگی هایم را در سالگردِ بودنمان در....!؟
کسی چ میداند چ غوغایی در دلم بود...
و کسی چ میداند چ خاطره ها ک زنده نشد با یاد آوری چشمانت...
هر جا ک هستی،لبخندی مداوم بر رویِ لبانت باشد #تک ستاره آسمان قلبم...

#عشقولوژی#بیهمتا
دیدگاه ها (۱)

عشقی حقیقی

درمیان آدمهایی ک با ماسک درخیابان ظاهر می شوند تشخیص دادن تو...

جاناهیچ میدانی آن هنگام که نگاهت بنگاهم گره میخوردچ شوری در ...

من تو را زندگی می کنممن تو را می اندیشم؛همان لحظه ک بند کفش ...

موهایم را کوتاه کرده ام می دانی؟زیباترم کرده است:گونه های رن...

یادم امد ان روز ان روز خیلی زیبا کنار ساحلی بودم چ زیبا بود ...

تمام روز ها را منتظر مانده ام...تقویم روی میز فصل ب فصل...ما...

عصرهای ماهِ اردیبهشت را بایدچای لاهیجان بریزی در فنجانهای قد...

سقف آرزوهایم ب قدری کوتاه شده ک همین لحظه بزرگترین آرزوی من ...

این روزها آنقدر مشغول نداشتنت هستم ک حرفهایم را هیچ ...خودم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط