یارو رفته دبى

یارو رفته دبى

سوار تاكسى شده،

موقع رسيدن نميدونسته به عربى چه جورى بگه پياده ميشم، زده رو شونه راننده گفته:

داداش...

صَدَقَ اللهُ الْعَلىُ الْعَظيم!.😂🤣
‌
دیدگاه ها (۳)

Pat:3اسم: عاشق چشماش شدما.ت . دوستت دارمجونگکوک .😨ا.ت . 😧ا.ت...

part : sixجیمین : ا‌.ت کدوم دوستت میاد ؟ا.ت : جیا . جیمین چر...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت چهارم 4

شکوفه های گیلاس🌸پارت۵🌸اودن :و...دازای :و؟اودن:دومی اینکه بچه...

عشقی حقیقی

مافیای من

صدای زنگ که پیچید، ات با ذوق وسایلش رو جمع کرد. امروز جیمین ...

پارت ۶(ساعت ⁴:¹⁵ ظهر)«نههههه‌ جونگکوک من کت شلوار نمیپوشم»«ج...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 14رینا تمام روز به حرفی که به جین زده بود فکر...

قسمت سوم: رقصِ آتش و لب‌هامکان: تالارِ بزرگِ هتل، زیر نورِ ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط