{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Fate is predetermined

part: 71


جون هی به زور بین خنده هاش فرصت پیدا کرد و لب زد " وای باورم نمیشه شمارو"
+:منم از حرص پیام دادم بهش " جالبه، من امروز اصلا بخش مالی نرفتم" بعدشم شب برای خودم غذا درست کردم رفتم اتاقم تنها خوردم
جون هی: وای داداش بدبختم
الیزا ابرو هاش رو برد بالا و با کنایه پرسید:داداش بدبختت؟
جون هی: نه نه شوخی کردم زن داداش بدبختم
الیزا لبخند بیخیالی زد:حالا تو چخبر؟
جون هی: هیچی والا دیگه ما ام میگزرونیم، امشب دعوت شدین عمارت
+:همینو کم داشتیم
جون هی: اره...ولی مامانتو میبینی بیخیال
+:اره درسته دلم براشون یه زره شده
جون هی: اره..من میرم یه سر به جونگکوک هم بزنم برم دیگه
+:باشه عزیزم مواظب خودت باش



جون هی رفت و لکسی وارد اتاق شد

لکسی: عزیزم بهتری؟
+:اره اره کلا این چند روز فشار روم زیاد بود یکم زود عصبی شدم
لکسی: نه عزیزم مشکلی نیست، اماده ای برای عکاسی؟
+:اره بریم








هوا تاریک شده بود و خنک
چراغ های نمای عمارت بزرگ و باشکوه کیم روشن شده بود ابنمای بزرگ وسط حیاط هم درحال خودنمایی توی تاریکی شب بود

جونگکوک ماشین رو پارک کرد و به جلوش خیره شد

-:الیزا میدونی که پدربزرگ فکر میکنه باهمیم
+:متاسفانه...اره خب؟

جونگکوک برگشت سمت الیزا و جدی لب زد: یه امشبرو قیافه گرفتنات رو بزار کنار و عادی باش باز گیر نده بهمون

الیزا کلافه چشم هاش رو توی حدقه چرخوند و برگشت سمت جونگکوک
چون جونگکوک هم نگاهش سمت الیزا بود فاصله بینشون محدود بود
الیزا نگاهی توی صورت جونگکوک چرخوند و با اطمینان گفت: همین کارو میکنم

جونگکوک سری تکون داد و از ماشین پیاده شدن و رفتن به سمت عمارت
دیدگاه ها (۱۰)

Part ¹⁶ویو لیلی با این چیزی که از دهن مادر جون اومد بیرون شو...

part 51آلینا دسته گل رو برد نزدیک صورتش و از اعماق وجودش عطر...

وقتی پریود میشه part 1

عمارت مافیا 🍷✨️قسمت ۲ دیدگاه داستان:نیلسو رفت پیش جونگکوک و...

«پشت نیمکت آخر»پارت ۳زنگ تفریح خورد.جون‌کوک هنوز سر جاش نشست...

the missing link part¹⁹سوهی: تو نارا رو از کجا میشناسیجونگکو...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۵ — انتقام جونگکوکجونگکوک کنترل تلویزیون...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 223♡⁠。⁠)⁩بابا ج...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۳دست‌های جونگکوک هم...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟏اتاق برای چند ثانیه توی سکوت فرو رفت.ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط