به بچه‌های #بسیج خیلی اعتقاد داشت

به بچه‌های #بسیج خیلی اعتقاد داشت
یک بار که در مورد عملکرد بچه‌های بسیج در #فتنه_۸۸ صحبت می‌کردیم،
با هیجان تمام در مورد بسیجی‌های اسلامشهری و اینکه سخت پای کار اسلام و #انقلاب هستند گفت.
خیلی این بچه‌ها را دوست داشت
خودش هم یک #بسیجی تمام عیار بود
بسیجی وسط معرکه بود
در ایام آشوب خیابان های تهران،
گاهی تنهایی می‌رفت توی شلوغی
چند بار به شدت خودش را به خطر انداخته بود
برای همین آن روزها خیلی نگرانش می‌شدم
در یکی دو هفته اول بعد از اعلام نتایج انتخابات که آشوبگرها خیابان آزادی را شلوغ کرده بودند
با او تماس گرفتم و گفتم کجایی؟
گفت: توی خیابان!
گفتم: چه خبر است آنجا؟
گفت: امن و امان
گفتم: این کجایش امن و امان است؟
بعد به او گفتم که توی خبرگزاری‌ها دارم اخبار را می‌خوانم و اوضاع خوب نیست اصلا
گفت: نگران نباش
گفتم: چرا؟
گفت: بسیجی زیاد است!


#شهید_محمودرضا_بیضایی
#داداش_محمودم😍😍😍
#آقامحمودرضا
🆔 @agamahmoodreza
دیدگاه ها (۲)

سناریو بلولاک/قفل آبی

اول از همه بریم سراغ معرفی شخصیت‌های اصلی این داستان جذاب: م...

رمان یک نیمکت فاصله

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷③_بخش دوم_بشقابم را از جلوی دستم...

از این کپشن دلی تر نداشتم بنویسماینو کپشن ندونید ی تک از وجو...

‍خلاصه لایو تولد نامجون(pt²):🐨:الان ۳۲ سالمه. وقتی برای اولی...

‍خلاصه لایو تولد نامجون(pt²):🐨:الان ۳۲ سالمه. وقتی برای اولی...

## **پارتی اول: غروب، کافهٔ خلوت و یک اعترافِ پشتِ فرمان**هو...

سلام بچه ها ....پس از سال ها پارت شب بی پایان **************...

شاهکاری به نام دروغ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط