لطفا کپشن رو بخونید...

لطفا کپشن رو بخونید...
پونزده شونزده سالم که بود
چون ازش خوشم میومد، رفتم با رنگ رو دیوار خونشون نوشتم پری دوستت دارم ♡
داداشاش وقتی دیدن بعدِ یه فصل کتک زدن، مجبورم کردن دیوار خونه رو رنگ بزنم..
رنگ زدم ولی باز ردّ اون دوستت دارم موند..
ده دوازده سال بعد وقتی دستم به دهنم رسید رفتم خواستگاریش و زنم شد
یادمه پری روز خواستگاری گفت: موندم پای همون نوشته ی کمرنگ روی دیوارツ

حالا که بیست سی سال ازون روزا گذشته به بچه هام میگم:
یجوری عاشق شین، یجوری عاشقش کنید که رد دوست داشتنتون تا ابد روی دیوار دلش بمونه..
حتـــــی اگه برهツ
#نسرین_قنواتی 🌙
دیدگاه ها (۲۰)

پارت ۲

*🐥: اینجا عایق صدا خیلی خوبی نداره، برای همین مجبورم آروم صح...

چند پارتی (درخواستی)

پارت: 17 (بخش2) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر. سالنِ بایگا...

پارت ۵۳وقتی واردِ اون بارِ خصوصی شدند، نورهایِ نئونِ قرمز و ...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_26فصل سیزدهم | ...

چند پارتی

جدایی

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 30 | پایانشش سال بعد... 🤍لینو توی آ...

ددی خون آشام من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط