سلامتی پسری که شب عروسی عشقش رفت دم در تالار نشت...

سلامتی پسری که شب عروسی عشقش رفت دم در تالار نشت...

 اما عروسی رو بهم نزد...صبر کرد تا عروس بیاد بیرون....

 

 

عروس اومد همه بهش هدیه میدادن...

 

 

 

پسر هم رفت هدیه شو داد ...

 

 

 

عروس گفت این چیه ؟

 

 

 

پسر گفت این همون قرآنیه که بهش قسم خوردی مال من بشی
دیدگاه ها (۱)

نگاه نفرت انگیز ,, Hateful look ,,𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟒با کمک آمرلا لباس سل...

سلام و احترام🌷🔸هر قهری قانون داره !#دکتر_انوشهیه آگاهی مهم و...

جادویی به نام عشق

جهانی میان بیداری و خوابPart 1آملیا داشت می‌دوید.نمی‌دونست ک...

سناریو ایزانا پارت ۱

تک_پارتی وقتی با دوست پیرامون رفتیم دستشویی مدرسه و اهم اهم ...

سناریو قفل آبی

رئیس دوست داشتنی من پارت سیزدهم 🩷صبح بود من در سرکار بودم وم...

Kazutora

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۸۳خودشو عقب کشید و به تهیونگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط