سناریو گتو و گوجو
عشق اشتباهی
پارت ۷
گتو وارد خونه شد رفت تا مایوش از توی کمد بیرون بیاره ولی حالا کجا بود چطور میخواست پیداش کنه رفت تو اتاق و در کمد رو باز کرد
گتو: یا قمر هاشم این جا چه خبره
کمد پر بود از لباسای جورواجور ، کلاههای مختلف تی شرت های گوناگون یه خروار کراوات یه کوه کت و شلوار
گتو: من از کی تا حالا به اینجا دست نزدم فکر کنم بعد از معموریتام همه رو اینجا شوت میکردم اینجا با لونهی موش فرقی نداره ولی باید پیداش کنم
گتو تا کمر خم شد تو کمد تا مایو رو پیدا کنه هرچی دم دستش میومد رو پرت میکرد بیرون از شلوارک بگیر تا دستکش همه رو شوت کرد بیرون
گتو: پس این مایوی در به در شده کجاست کدوم گوریه
گتو همینطور که داشت توی لباساش میگشت دستش به یچیز لزج خورد سریع دستشو کشید
گتو: ایییییی این دیگه چیه
گتو یه تی شرت بافتنی بیرون اورد که بهش دندون مصنوعی چسبیده بود دندونم قشنگ زرد زرد بود
گتو: 🤢🤢
گتو سریع تی شرت رو با دندونش پرت کرد بیرون
گتو: این کثافط تو کمد من چیکار داشت
گتو که یه ذره فکر کرد فهمید این دندون از کجا نازل شده
*فلش بک*
توی خونهی روستایی بعد از مهمونی همه درحال خدافظی بودن میخواستن سوار ماشین بشن
گتو: خب خدافظ
مادربزرگ: پسرم ساکتو جاگذاشتی
گتو: اه خیلی ممنون
یه نفر: گتو بیا کارت دارم
گتو: باشه الان میام
مادربزرگ: گتو اینو نبردی
که یهو پای مادربزرگه گیر میکنه و میوفته هین افتادن دندونش از دهنش اومد بیرون و افتاد ساک گتو
گتو: مادربزرگ حالت خوبه
مادربزرگ: حالم خوبه ولی انگار یه چیزی رو گم کردم
گتو: چی
مادربزرگ: نمیدونم
یه نفر: گتو بیا دیگه
گتو: الان میام خدافظ مادربزرگ
مادربزرگ: خدافظ پسرم
و گتو سوار ماشین شد و رفت
*پایان فلش بک*
گتو: اره همون موقع بود 🤦♀️🤦♀️
گتو: حالا این سیاه شده اگه پیدا شد
گتو بعد از اینکه کل کمد رو ریخت بیرون بالاخره مایو رو پیدا کرد تا اومد مایو رو برداره مایو گیر کرد تو درز کمد و بیرون نیومد گتو هی مایو رو کشید ولی مایو اصلا بیرون نیومد که نیومد گتو که حسابی کفری شده بود با تموم زورش کشید که یهو مایو جر خورد و به فنا رفت
گتو: وااااای همینو کم داشتم تا الان مثل سگ زجه زدم تا پیداش کنم الانم که جر خورد
ساعتو نگاه کرد یه ربع به سه بود
گتو: وای نه الان اون برفک میرسه
گتو یه ساک برداشت چیزایی که لازم داشت رو توش انداخت و بعد باید کوه لباس رو جمع میکرد همه رو باهم چپوند توی کمد و باز و عرق سگی ریختن در کمد رو بست وقتی دوباره به ساعت نگاه کرد ساعت سه و ده دقیقه بود یهو زنگ خونه خورد گتو رفت و در رو باز و رسما با یه دلقک رو به رو شد گوجو یه لباس گل گلی با شلوارک توپ توپی پوشیده بود و یه عینک بزرگ هم زده بود و با یه ساک که درحال انفجار بود کنار در واستاده بود و جوری ژست گرفته بود ه انگار بازیگر هالیووده
گتو: گوجو این چیه احمق
گوجو: قشنگه نه خوشت اومد
گتو: احمق داریم میریم استخر نه جزیره
گوجو: اونم همونه دیگه هر دو ابه
گتو: چرا باخودت تختهی شنا اوردییی
گوجو: میخوام شیرجه بزنم تو اب
گتو: اخ خداااااا
گوجو: بیام داخل
گتو: لش بیار
گوجو: وای خدا خونت چقدر تمیزه ..... خب ساک تو کو
گتو: اونجا روی میز
گوجو: هی گتو چرا توش مایو نزاشتی
گتو: چون مایو جر خورد
گوجو: چجوری
گتو: ول کن
گوجو: عیبی نداره میریم اونجا یکی میخریم
گوجو: خب راه بیوفت بریم
گوجو داشت میومد طرف گتو که پاش رفت روی دندون مصنوعی
گوجو: وااااااااااااااااااااای ایننننننننن چهههههه گوهیههههه
گتو: دهنو ببند دندون مصنوعی یه
گوجو: تو دندون مصنوعی میزاری من فکر میکردم خدادادی دندونات سفیده پس بگو
گتو: احمققققق برای من نیست
گوجو: پس چرا تو خونته
گتو: گوجوووو گم شو گم شو بریممم
و گتو که گوجو رو هل میداد بیرون در رو بست
_______________________________________
پایان😅
پارت ۷
گتو وارد خونه شد رفت تا مایوش از توی کمد بیرون بیاره ولی حالا کجا بود چطور میخواست پیداش کنه رفت تو اتاق و در کمد رو باز کرد
گتو: یا قمر هاشم این جا چه خبره
کمد پر بود از لباسای جورواجور ، کلاههای مختلف تی شرت های گوناگون یه خروار کراوات یه کوه کت و شلوار
گتو: من از کی تا حالا به اینجا دست نزدم فکر کنم بعد از معموریتام همه رو اینجا شوت میکردم اینجا با لونهی موش فرقی نداره ولی باید پیداش کنم
گتو تا کمر خم شد تو کمد تا مایو رو پیدا کنه هرچی دم دستش میومد رو پرت میکرد بیرون از شلوارک بگیر تا دستکش همه رو شوت کرد بیرون
گتو: پس این مایوی در به در شده کجاست کدوم گوریه
گتو همینطور که داشت توی لباساش میگشت دستش به یچیز لزج خورد سریع دستشو کشید
گتو: ایییییی این دیگه چیه
گتو یه تی شرت بافتنی بیرون اورد که بهش دندون مصنوعی چسبیده بود دندونم قشنگ زرد زرد بود
گتو: 🤢🤢
گتو سریع تی شرت رو با دندونش پرت کرد بیرون
گتو: این کثافط تو کمد من چیکار داشت
گتو که یه ذره فکر کرد فهمید این دندون از کجا نازل شده
*فلش بک*
توی خونهی روستایی بعد از مهمونی همه درحال خدافظی بودن میخواستن سوار ماشین بشن
گتو: خب خدافظ
مادربزرگ: پسرم ساکتو جاگذاشتی
گتو: اه خیلی ممنون
یه نفر: گتو بیا کارت دارم
گتو: باشه الان میام
مادربزرگ: گتو اینو نبردی
که یهو پای مادربزرگه گیر میکنه و میوفته هین افتادن دندونش از دهنش اومد بیرون و افتاد ساک گتو
گتو: مادربزرگ حالت خوبه
مادربزرگ: حالم خوبه ولی انگار یه چیزی رو گم کردم
گتو: چی
مادربزرگ: نمیدونم
یه نفر: گتو بیا دیگه
گتو: الان میام خدافظ مادربزرگ
مادربزرگ: خدافظ پسرم
و گتو سوار ماشین شد و رفت
*پایان فلش بک*
گتو: اره همون موقع بود 🤦♀️🤦♀️
گتو: حالا این سیاه شده اگه پیدا شد
گتو بعد از اینکه کل کمد رو ریخت بیرون بالاخره مایو رو پیدا کرد تا اومد مایو رو برداره مایو گیر کرد تو درز کمد و بیرون نیومد گتو هی مایو رو کشید ولی مایو اصلا بیرون نیومد که نیومد گتو که حسابی کفری شده بود با تموم زورش کشید که یهو مایو جر خورد و به فنا رفت
گتو: وااااای همینو کم داشتم تا الان مثل سگ زجه زدم تا پیداش کنم الانم که جر خورد
ساعتو نگاه کرد یه ربع به سه بود
گتو: وای نه الان اون برفک میرسه
گتو یه ساک برداشت چیزایی که لازم داشت رو توش انداخت و بعد باید کوه لباس رو جمع میکرد همه رو باهم چپوند توی کمد و باز و عرق سگی ریختن در کمد رو بست وقتی دوباره به ساعت نگاه کرد ساعت سه و ده دقیقه بود یهو زنگ خونه خورد گتو رفت و در رو باز و رسما با یه دلقک رو به رو شد گوجو یه لباس گل گلی با شلوارک توپ توپی پوشیده بود و یه عینک بزرگ هم زده بود و با یه ساک که درحال انفجار بود کنار در واستاده بود و جوری ژست گرفته بود ه انگار بازیگر هالیووده
گتو: گوجو این چیه احمق
گوجو: قشنگه نه خوشت اومد
گتو: احمق داریم میریم استخر نه جزیره
گوجو: اونم همونه دیگه هر دو ابه
گتو: چرا باخودت تختهی شنا اوردییی
گوجو: میخوام شیرجه بزنم تو اب
گتو: اخ خداااااا
گوجو: بیام داخل
گتو: لش بیار
گوجو: وای خدا خونت چقدر تمیزه ..... خب ساک تو کو
گتو: اونجا روی میز
گوجو: هی گتو چرا توش مایو نزاشتی
گتو: چون مایو جر خورد
گوجو: چجوری
گتو: ول کن
گوجو: عیبی نداره میریم اونجا یکی میخریم
گوجو: خب راه بیوفت بریم
گوجو داشت میومد طرف گتو که پاش رفت روی دندون مصنوعی
گوجو: وااااااااااااااااااااای ایننننننننن چهههههه گوهیههههه
گتو: دهنو ببند دندون مصنوعی یه
گوجو: تو دندون مصنوعی میزاری من فکر میکردم خدادادی دندونات سفیده پس بگو
گتو: احمققققق برای من نیست
گوجو: پس چرا تو خونته
گتو: گوجوووو گم شو گم شو بریممم
و گتو که گوجو رو هل میداد بیرون در رو بست
_______________________________________
پایان😅
- ۲.۴k
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط