{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اونورِ این‌ شب‌ِ کلَک‌، من‌ و ترانه‌ تَک‌ به‌ تَک‌

اونورِ این‌ شب‌ِ کلَک‌، من‌ و ترانه‌ تَک‌ به‌ تَک‌
خونه‌ می‌ساختیم‌ روی‌ باد، دریا می‌ریختیم‌ تو اَلَک
‌
مسافرای‌ کاغذی‌، رَد شده‌ بودن‌ از غبار
تو قصه‌ باقی‌ مونده‌ بود، شیهه‌ی‌ اسب‌ِ بی‌سوار

گفته‌ بودن‌ صدتا کلید برای‌ ما جا می‌ذارن‌
مزرعه‌های‌ گندمو برای‌ فردا می‌ذارن
‌
فردا رسید و خوشه‌یی‌ تو دست‌ِ ما باقی‌ نموند
سقف‌ِ ستاره‌ها شکست‌، رو سرمون‌ طاقی‌ نموند

تو سفره‌مون‌ همیشه‌ سین‌ِ ستاره‌ کم‌ بود
همیشه‌ تا رسیدن‌ فاصله‌ یک‌ قدم‌ بود
تو بازی‌ِ کلاغ‌ پَر، هیشکی‌ نشد بَرَنده‌،
قصه‌ی‌ ما همین‌ بود: پرنده‌ بی‌ پرنده‌

کسی‌ به‌ ما نشون‌ نداد که‌ انتهای‌ خط‌ کجاست‌؟
آهای‌ درختای‌ انار! دیکته‌ی‌ بی‌غلط‌ کجاست‌

چرا تو آسمونمون‌ پرنده‌ گوشه‌گیر شده‌؟
چرا نمی‌رسیم‌ به‌ هم‌؟ چرا همیشه‌ دیر شده‌

تو دفترِ سکسکه‌مون‌ چن‌ تا ترانه‌ خالیه‌؟
چن‌ تا ترانه‌ قصه‌ی‌ ممتدِ بی‌خیاله‌

چن‌ تا صدای‌ بی‌صدا سکوتو فریاد می‌زنه‌؟
زغال‌ِ شام‌ِ آخرو دستای‌ کی‌ باد می‌زنه‌

تو سفره‌مون‌ همیشه‌ سین‌ِ ستاره‌ کم‌ بود
همیشه‌ تا رسیدن‌ فاصله‌ یک‌ قدم‌ بود
تو بازی‌ِ کلاغ‌ پَر، هیشکی‌ نشد بَرَنده‌،
قصه‌ی‌ ما همین‌ بود: پرنده‌ بی‌ پرنده‌

یغما گلرویی
دیدگاه ها (۴)

گر خدا بودم ملائک را شبی فریاد می کردمسکه خورشیدی را در کوره...

بر روی مانگاه خداخنده میزندهر چند ره به ساحل لطفش نبرده ایمز...

ﺑﻴﺎﺍﺯ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﺭﺩ ﺷﻴﻢ ـ ـ .ﺑﻴﺎﺑﺎﻣﻦ ﺗﻮﻱ ﻳﻚ ﺻﻒ ،ﺟﻠﻮﻱ ﮔﻠﻮﻟﻪ ﺑﺎﺷﻴﻢ ...

ﺑﻲ ﺗﻮﺗﻨﻬﺎﻣﻮﻧﺪﻡ ـ ـ ـ ﻣﺜﻞ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﻛﻪ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺭﻭﻱ ﺧﺎﻙ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﺜﻞ ﺟﻮ...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

#عاشقانه_های_من#موزیک #ترانه #آهنگ#ویدیو_موزیک #موزیک_ویدیو#...

پارت: 13 (بخش3) **زاویه دید: زین**فردا صبح، هوای پاییز ابری ...

شاهکاری به نام دروغ

پارت: 4 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای دفتر مدیر هریسون همیشه...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

سایه‌های کلاغپارت چهلم | وقتی کلاغ‌ها پرواز کردندباد سرد از ...

ریاکشن

# 🌑 رقصِ آخرین ماه(#Dance_of_the_Last_Moon)## فصل اول: سایه‌...

وقتی میخواستی جدا بشید و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط