داشتم تصورت میکردم

داشتم تصورت میکردم
ساده ، آرام ، زیبا
با همان لباس آبی فیروزه ای
و آن دامنِ بلند گل دار
اولین لبخندی که زدم
خدا کنارم نشست
دست هایش را زیر چانه اش زد
نگاهم کرد و گفت
زیباست ها....
دیدگاه ها (۵)

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۳ خدمه همانطور که با حوصله گره مو...

ترکم نکن

پارت ۳ خوابم می‌امد حوصله حرف زدن حتی با بهترین دوستم هم ندا...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

ماه پنبه ای

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹.part:¹...

Cruel Love.پارت ۳ویو آنجلینا :. صبح زود بیدار شدم و خوابم نم...

پارت 2

Hiاومدم با یه تکپارتیبا کمی کمک از هوش مصنوعی امیدوارم خوشتو...

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط