{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قشنگ ترین

قشنگ ترین
پستی که خوندم
پیرمردی موبایلشو برد تعمیر کنه،
بعداز مدتی آقای فنی اومد گفت:موبایلت سالمه پدرجان،چیزیش نیست..
پیرمرد با صدای غمگین گفت: پس چرا کسی از بچه هام زنگ نمیزنه..
دیدگاه ها (۹)

《اسیر یک قرارداد》پارت ۸مین‌جو: تو اینجا چیکار می‌کنی؟سومیاو ...

★دوست بچگی...p¹در حال کار کردن روی پروژه بودم که موبایلم زنگ...

#ارباب‌سنگدل #پارت_19 ا.ت با چشمای قرمز. از پله ها اومد پ...

پارت: 14 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سرمای سکوهای فلزیِ ورزشگا...

پارت ۲۷ | یه دعوتروز جمعه...آرا از صبح جلوی آینه ایستاده بود...

𐙚 پارت ³ | ویو نامراصدای زنگ مدرسه توی سالن غذاخوری پیچید و ...

بهار بدون تو

رمان آغوشی از جنس خطر پارت چهارم 4

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم

چند پارتی بازی ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط