{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو چه کردی، که دلم را، به تنم لرزاندی

تو چه کردی، که دلم را، به تنم لرزاندی
یک شـَبـه آمـدی،، وُ در دلم عُمری مانـدی

در نگاهـت چه فـروغی، نهان بود، که از پرتو ِآن
عـشق، بـر دخـمه ی تاریکِ دلم،، افـشاندی

نه تـو،، آن سان،، بـَر ِمن بودی،، وُ نه من بَـر ِتـو
که بدیـن سان،، تـو مرا،، واله ی خود گرداندی

این چه حسّی ست،، که من،، بَهـر ِتـو،، در دل دارم
آن چه احـساس خوشی بود، که سویم راندی

تـوچه کردی که با جـرعه ای از جام ِ لـبت
چشمه ی مِـهر، به صحرای دلم،، جوشاندی

تـو نبودی من از عـشق، چه میـدانستم؟
تو چه خوب آمدی،، وُ خوب به من فهماندی!
دیدگاه ها (۲)

میروم از روزگارت در غروبی سردِ سرد کوله بارم پر زحسرت ،سینه ...

ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘــﺎ ﮔﺮ ﺑﺸﮑﻨﺪ؛ ﺑﺎ ﻧﺴﺨﻪ ﺩﺭﻣﺎﻥ مــی ﺷﻮﺩﭼﺸﻢ ﮔﺮﻳﺎﻥ ﻫﻢ ﺩمــ...

این صبح شورانگیزِ مستصبح طرب خیزی که هست؛آئینه ی مهر خداستیک...

این پاییز نیز گذشت.. تمام خزان امسال، راهم را از پیاده روها ...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۵

به رغم عشقی یا به زبان سویون حماقتی، که در زمان گذشته بین ای...

nine

007-پنهان در مه - پارت ۸۰

پارت ۳(در عمق نگاه تو)برای لحظه‌ای باکوگو چیزی برای گفتن ندا...

کابوی احمق:۲

part 58کیم‌ویا.ت: جیش دارمخنده مردونه ای کرد آروم گفتتهیونگ:...

تو چه کردی، که دلم را، به تنم لرزاندی یک شـَبـه آمـدی،، وُ د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط