{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو چه کردی، که دلم را، به تنم لرزاندی

تو چه کردی، که دلم را، به تنم لرزاندی
یک شـَبـه آمـدی،، وُ در دلم عُمری مانـدی

درنگاهـت چه فـروغی،نهان بود،که از پرتو ِآن
عـشق،بـر دخـمه ی تاریکِ دلم،، افـشاندی

این چه حسّی ست،،که من،،بَهـر ِتـو،،در دل دارم
آن چه احـساس خوشی بود، که سویم راندی

تـوچه کردی که با جـرعه ای از جام ِ لـبت
چشمه ی مِـهر، به صحرای دلم،، جوشاندی

تـو نبودی من از عـشق، چه میـدانستم؟
تو چه خوب آمدی،، وُ خوب به من فهماندی!
دیدگاه ها (۱)

...

آمدی ،دیرآمدی من کوله ام رابسته امعزم رفتن دارم و از عاشقی ب...

1 ۲ ۳ .... مــــــــــن خخخخ

خیلی جالبه بارداری طاووس:در یکی از معروفترین دانشگاه های جان...

ص۴۸پریسا دستم را گرفت و از جمعیت بیرون رفتیم دوباره خودش  شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط