{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو چه کردی، که دلم را، به تنم لرزاندی

تو چه کردی، که دلم را، به تنم لرزاندی
یک شـَبـه آمـدی،، وُ در دلم عُمری مانـدی

درنگاهـت چه فـروغی،نهان بود،که از پرتو ِآن
عـشق،بـر دخـمه ی تاریکِ دلم،، افـشاندی

این چه حسّی ست،،که من،،بَهـر ِتـو،،در دل دارم
آن چه احـساس خوشی بود، که سویم راندی

تـوچه کردی که با جـرعه ای از جام ِ لـبت
چشمه ی مِـهر، به صحرای دلم،، جوشاندی

تـو نبودی من از عـشق، چه میـدانستم؟
تو چه خوب آمدی،، وُ خوب به من فهماندی!
دیدگاه ها (۱)

Nine

تو چه کردی، که دلم را، به تنم لرزاندی یک شـَبـه آمـدی،، وُ د...

تو چه کردی، که دلم را، به تنم لرزاندییک شَبه آمدی،، وُ در دل...

تو چه کردی، که دلم را، به تنم لرزاندییک شـَبـه آمـدی،، وُ در...

تو چه کردی، که دلم را، به تنم لرزاندییک شَبه آمدی،، وُ در دل...

تو چه کردی، که دلم را، به تنم لرزاندییک شـَبـه آمـدی،، وُ در...

تو چه کردی، که دلم را، به تنم لرزاندییک شـَبـه آمـدی،، وُ در...

تو چه کردی، که دلم را، به تنم لرزاندییک شـَبـه آمـدی،، وُ در...

تو چه کردی که دلم را به تنم لرزاندییک شـَبـه آمـدی وُ در دلم...

تو چه کردی، که دلم را، به تنم لرزاندییک شـَبـه آمـدی،، وُ د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط