#ممنوعه ·⁺ 𝆹𝅥 ۫  ◍ ◎ ● ◐ ◑ ◒◔

#ممنوعه ·⁺ 𝆹𝅥 ۫  ◍ ◎ ● ◐ ◑ ◒◔
╾────┈•𔘓•┈────╼
پارت 2


اون هر جا می‌رفت به خاطر سن کمش بهش کار نمیدادن ولی وقتی داخل بار رفت تا درخواست بکنه .. یه پیرمرد صداش کرد..
دختر با قدم های آروم به سمتش رفت و جلوش وایساد و گفت ..
ببخشید با من کاری داشتین ( آروم)
& آره باهات کار داشتم .. شنیدم دنبال کار میگردی گفتم بهت یه پیشنهاد بدم( مهربون)
چه پیشنهادی ؟( تعجب و آروم)
& اول بگو ببینم اسمت چیه ..؟
آت ..
& خب آت منو می‌شناسی دیگه نه؟
نه نمیشناسم
& ببینم شوخی می‌کنی دیگه نه ؟
نه واقعا نمیشناسمت ( تعجب)
مگه کی هستین؟
& خب میشه گفت پولدار ترین فرد کره ام
واقعا ؟
& آره خب حالا بگو ببینم پدر و مادرت کجان؟
اونا مردن ( بغض)
& واقعا معذرت می‌خوام
خب اگه میخوای برات یه کار سراغ دارم
چی هست حالا
& خب انجامش میدی؟
اوهوم .. هر چی باشه انجام میدم
& خب باشه
ببین تو ...........

"فردا"
راوی:

آت با قدم های آروم به سمت در بزرگ عمارت حرکت کرد با دیدن بزرگی عمارت خشکش زده بود ولی بهش حس خوبی میداد
یکم عجیب بود ولی انگار اونجا رو می‌شناخت
انگار یه بار اومده بود و براش آشنا بود

خب بچها براتون دو پارت گذاشتم امیدوارم خوب باشه و اینکه چون درسا زیاده نمیتونم زیاد پارت بنویسم و اگه دیر به دیر گذاشتم ببخشین ..
دیدگاه ها (۱۵)

╔═══.·:·.💗.·:·.═══╗پارت ۳۸🌙 ویو آتلیام: آت، راستششش...آت: را...

My dady پارت ②①تهیونگ: با توام... ات: پول درمیوردم«آروم» تهی...

چند روز دیگه هم گذشت.ات اون شب توی اتاقش نشسته بود و به پنجر...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

مهمونی خطرناک پارت:23ویو اتبابای ات: عزیزم، تو دختر منی. می‌...

پارت ۲۹

پارت ۲جونگکوک اونجا نشسته بود.سرش رو بالا آورد.«تو اینجا چی ...

سناریو:(درخواستی یکی از فرشته ها)پارت دو(وقتی به عنوان دختری...

دو پارتی از هیسونگ پارت اخریک ساعت بعد، ات به خانه برگشت.در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط