{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و بعد از تو دلم از عطش عشق طغیان کرد ، گاه از دو روزنه ی

و بعد از تو دلم از عطش عشق طغیان کرد ، گاه از دو روزنه ی رخسارم
گاه در نگاهی پوچ در تاریکی شب هایم ، گاه در باز دمی اندوهناک که با زحمت
از قفس آزاد شده و پایانش خدا را شکر می گویند و گاه در وجودم که به هیچ پایانی
نمی رسید مگر ، “تنهایی” ، “تنهایی” ، “تنهایی”
دیدگاه ها (۱)

پارت اول خیابان خلوت بود و صدای قدم‌هایم روی سنگفرش‌های خیسِ...

ادامه‌ی پارت ۱۷ (بازی واکس)نیمه‌های شب بود. سکوت راهروی سنگی...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁸ویو جیهوپنور چراغ‌های ز...

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت16ویو کوکتاریکی...

قسمت ۷

پارت ۲#تو راز شب های منی صبح روز بعد، سوآ با صدای زنگ ساعت ا...

`` قشنگ ترین اشتباه ``chpter : ²part : ⁸سرم را پایین آوردم و...

فصل دوم: طعمِ تلخِ تظاهرا/ت به درِ بسته‌ی حمام خیره ماند. صد...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط