رقص با مرگ p12

+فعلا که من شما دوتا رو بزرگ کردم
-ببند فعلا که ما تو رو بزرگ کردیم
#فعلا بستونه ابرومون رفت بریم خونه جر و بحث کنیم
خداحافظی کردن و رفتن خونه
خونه:
می سون به اجبار جینا و یونا رفت تا به هان قضیه رو بگه
+اممم..... هان..میشه حرف بزنیم..
=اوهوم
رفتن توی باغ و وقتی داشتن راه میرفتن جینا داشت به صورت جاسوسانه ای نگاهشون میکرد که یهو چانگبین از پشتش ظاهر نزدیکش شد و گفت
*چیکار میکنی ؟
جینا ترسید و پاش لیز خورد و داشت میوفتاد که چانگبین کمرش رو گرفت و بین صورتاشون فاصله ی کمی بود چند لحظه توی همین حالت موندن که با صدای یونا به خودشون اومدن و جدا شدن
#اممم دارین چیکار میکنین ؟
جینا با دستپاچگی گفت
-هیچی
#تو اینجا چیکار میکنی ؟
*کنجکاو بودم که دارین چیکار میکنین
#بهش بگیم؟
-نمیدونم اگه می سون نخواد چی ؟
#در هر صورت که باید میفهمید می سون حامله س بابای بچه هم هان ه
*جانننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن
-همین که شنیدی فعلا بزار ببینیم چی میشه قبول میکنه هان یا نه اوک ؟
*#اوک
هان و می سون:
می سون نمی دونست چطوری بگه
+ام راستش....
=چیزی شده؟ حالت خوبه؟
+ن..نه فقط.....
=هرچی هست بهم بگو
+قول میدی ولم نکنی؟
=معلومه که ولت نمیکنم عزیزم
+خب راستش...من..
=تو چی ؟
+من...من حامله م
=...م..مطمئنی؟
+اوهوم.... الان میخوای ولم کنی؟
=نه معلومه که نه چرا اینکه اتفاق خیلی خوبیه
+و..واقعا بچه رو قبول میکنی؟
=معلومه چرا نه؟ من از خدامه که تو مادر بچه م باشی
+واقعا؟
=معلومه
می سون لبخندی زد و هم رو بغل کردن
-خب مثل اینکه همه چیز به خیر و خوشی گذشت
#اوهوم
&هیونگ اینجایی پس چیزی شده ؟
*اوهوم
&چی؟
-قراره یکی بهمون اضافه بشه
&ها؟ هیونگ یکی دیگه رو میخوای گروگان بگیری؟
*نه بابا هان و می سون دارن بچه دار میشن
&جان؟!
*میدونم منم شوکه شدم
...................
دیدگاه ها (۲)

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت یازدهمیونا نامه رو باز کرد و شرو...

Do I love him, or do I hate him?P³³ویو جونگکوکساعت ۱۱ شب بود...

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁸نور خورشید از لای پرده ها به صورتش می...

کی منظره پارت مست شدن هان بود!!!

چند پارتی جونگ کوک نشستیم سر میز شام که پسر عموی کوک نشست رو...

٪چه حقیقتی + راستش لیا من راجب خانوادم بهت‌ دروغ گفتم من درو...

پارت ۴۰

#میکاپ_آرتیست_من

Iove and the MoonPart 47ویو یوناصدای تیر توی کل خونه پیچید.ی...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند( فصل ۳)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط